سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٨٨ - مصاحبه ها
نائل شوند. اجتهاد با تمام معارف بشرى ارتباطى ندارد و فقط علوم خاصى از قبيل ادبيات عرب و رجال و درايه و اصول و فقه و ... در آن نقش دارند؛ مثلًا استنباط حكم وضو از آيه وضو چه ارتباط با جانورشناسى يا رياضيات دارد؟ اين حرفها اگر نگوييم از يك سرى اغراض سياسى خاصى در جهت دشمنى با روحانيت سرچشمه گرفته، ناشى از بىاطلاعى از فقه اسلامى خواهد بود. پارهاى اشكالات بر فقه شيعه در بعضى از مقالات، از اين قبيل است. آنها مىگويند: در فقه شيعه توجهى به كتاب خدا نشده و يا مسائل، به صورت قطعى مطرح نشده است. فردى كه حداكثر، رسائل و مكاسب خوانده، آيا صلاحيت اظهار نظر در فقه و فقاهت دارد؟
نور علم: در فاصل ده سال برخورد فقه با شرايط اجتماعى، دو مسئله در جامع اسلامى ما مطرح شده است. هرچند به يكى از آنها در فرمايشات حضرتعالى تقريباً پاسخ داده شد؛ ولى اگر توضيح بيشترى داده شود بهتر است.
مسئل اول آن است كه در طول ده سالى كه از اول انقلاب مىگذرد، همواه با مشكلى در حوزه مواجه بودهايم و آن اين است كه عملًا در مورد پارهاى از مسائل به خصوص مسئل زمين اختلافات زيادى با هم داريم؛ چنانكه گاهى احساس مىشود كه اينگونه پاسخگويى و برخورد با مسائل اجرايى به صورت مشكل لاينحلّى درآمده است و شايد تحليل بعضى اين باشد كه ما در حل مشكلات قانونى و حقوقى كشور اسلامى خود چندان موفق نبودهايم. سؤالم اين است كه نظر حضرتعالى در مورد اين مسئله چيست؟
مسئل دوم اين است كه: چنانكه خودتان مستحضريد، درسهاى حوزه فعلًا و به طور عمده روى محورهايى مىچرخد كه خيلى جنب عملى ندارد به خصوص جنبههايى كه ما نياز داريم. توضيح بفرماييد كه اصولًا چه راههايى براى در خط عمل انداختن حوزه وجود دارد و تصورات واهى دشمن را چگونه مىتوانيم از بين ببريم؟ آيا خود حضرتعالى در درسهايتان به عنوان يكى از درسهاى حوزه توجهى به اين واقعيت داشتهايد يا نه؟
به نظر من قرار دادن كارهاى حوزه بر اين پايه كه چه چيزى قابل پياده شدن است و چه چيزى نه، اصولًا كار درستى نيست؛ زيرا