سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٨٧ - مصاحبه ها
احاديث موضوعه از قول ائمه معصومين- عليهم السلام- در احاديث آنان، دخالت دارند. روشن است كه اين مسائل و نظائر آنها در طريق استنباط احكام از ادلّه و منابع آن، بحثهاى مفصلى را به وجود آورده و با پيشرفت زمان به موازات پيدايش مسائل ديگرى از اين قبيل بحثها، طول و تفصيل بيشترى پيدا خواهد كرد؛ ولى اين به آن معنا نيست كه شرايط فرق كرده و امور ديگرى غير از مسائل سابق در اجتهاد نقش پيدا كرده است. نوع استنباط فقهاى امروز همان استنباطى است كه تقريباً صد و چهل و چند سال پيش صاحب جواهر انجام داده است و تنها تفاوت اين است كه در اين فاصله به علت پيدايش عواملى از جمله شكوفايى استعدادها، بحثها و دقت نظرها در مورد مسائل، توسعه بيشترى يافته است. طبعاً در اين ميان يك سرى مسائل جديد هم پيدا شده كه ما امروز، حكم همين مسائل جديد را با استفاده از اصول و كليات فقهى كه از گذشتگان به ما رسيده، استنباط مىكنيم وگرنه در خود فقه بما هو فقه، مسائل جديدى به وجود نيامده است.
در اينجا بد نيست خاطرنشان كنم بعضى از افرادى كه خود را در مراتب عاليه فضل مىدانند، بدون سر سوزنى اطلاع از فقه اسلامى ادعا مىكنند كه اجتهاد مبتنى بر آشنا بودن به كليه معارف بشرى و يا بر تخصّص داشتن در همه آنها است و كسى كه در كليه معارف بشرى به درجه تخصّص نرسيده، هرگز نمىتواند اجتهاد بكند. اين حرفها ناشى از كوتهنظرى و بىاطلاعى از فقه اسلامى و مسائل آن است. فقاهت آنهم در افراد صالح و آماده و با استعدادهاى قوى، حداقل ٢٥ سال وقت لازم دارد كه زحمت بكشند تا بتوانند به مرتبه اجتهاد