ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٧ - دليل اين قرءات
برده «و لا تخسروا» بفتح تاء و سين و نيز بكسر سين قرائت كرده.
دليل اين قرءات:
ابو عبيده گويد: العصف آنست كه ميخشكد و سخت ميشود و خورده ميشود از زراعت مثل گندم و جو و آن عصيفه مغز گندم و زراعت است.
علقمة بن عبده گويد:
|
تسقى مذانب قد مالت عصيفتها |
حدورها من اتىّ الماء مطموم |
|
چنان از فراق محبوبش ميگريد كه گويا سيل اشك متوجّه برگ گل روى او شده و گودى گونه او از اشك پر گشته است.
و ريحان دانه ايست كه ميخورند ميگويند: «سبحانك و ريحانك» يعنى روزى تو نمر بن تولب گويد:
|
سلام الاله و ريحانه |
و رحمته و سماء درر |
|
درود خدا و روزى او و رحمت او و آسمان كه بارنده او براى تو باد.
و بعضى گفتهاند: كه عصف و عصيفه برگ زراعت است.
از قتاده نقل شده كه: عصف كاه است و كسى كه (و الحب ذا العصف) قرائت كرده حمل كرده آن را بر (و خلق الحب و خلق الريحان) و آن رزق است- و تقويت ميكند اين را قول او كه ميفرمايد( (فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى)) و كسى كه ريحان را رفع داده پس تقدير آن را چنين دانسته (فيها فاكهة و الريحان و الحب ذو العصف) و كسى كه جرّ داده پس تقدير آن را (فالحب ذو العصف و ذو الريحان) يعنى از دانه رزق و روزيست، پس اگر گفتى كه عصف و عصيفه هم نيز روزيست پس مثل آنست كه گفته است: ذو الرزق و ذو الرزق.
گفته ميشود اين ممتنع نيست، براى آنكه عصيفه رزقى است غير رزقى كه