ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٨ - تحقيق تسبيح موجودات
و بعضى گويند: زنده ميكند مردگان را به اينكه نطفه را كه بى روح و جماد است حيوان قرار ميدهد و زندگان را ميميراند در وقتى كه اجلهاى مقدّر آنها رسيده باشد.
((وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)) و اوست كه بر هر چيزى تواناست قادر و تواناى بر معدومين و اعدامشدگان است كه آنها را ايجاد كند و بيافريند و بر موجودات كه آنها را تغيير داده و دگرگون و فانى سازد و بر افعال و كارهاى بندگان و مقدورات ايشان بقدرت دادن بر آنها و يا سلب قدرت از آنها نمودن.
((هُوَ الْأَوَّلُ)) يعنى اوست اوّلين موجود و حقيقت آن اينست كه او سبقت و تقدّم دارد بر همه موجودات بآنچه نهايت ندارد از تقدير اوقات براى آنكه او قديم و ما سواى او حادث است و قديم از حادث سبقت دارد بچيزى كه نهايت ندارد از تقدير اوقات.
((وَ الْآخِرُ)) بعد از فناء و نابودى همه موجودات براى آنكه اوست كه تمام اجسام را فانى و نابود كند و اوست كه آنچه از اعراض است از بين ميبرد و او به تنهايى باقى ميماند و بس.
|
(آنكه نمرده است و نميرد خداست |
و آنچه تغير نپذيرد خداست) |
|
پس در اين دليل است بر نابود شدن اجسام.
و بعضى گويند: اوّل قبل از هر چيزى بدون ابتداء و آخر بعد از فناء هر چيزى بدون انتهايى پس او موجود ازلى و باقى و جاودان ابديست.
((وَ الظَّاهِرُ)) و اوست غالب و بالاى بر هر چيزى پس تمام موجودات زير و ما دون اويند.
((وَ الْباطِنُ)) ابن عباس گويد: داناى بهر چيزى، پس هيچكس داناتر و