ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣١ - شرح لغات
دليل:
و اين منصوب بر حاليّت است، ابن جنّى گويد: و قول او( (لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ)) حال ديگريست قبل از آن، يعنى اذا وقعت الواقعة صادق الوقعة، خافضة رافعة) پس اين سه احوال است، و مثل آن (مررت بزيد جالسا متضاحكا) است، مرور و كردم بزيدى كه نشسته بود و تكيه داده بود و خندان بود.
و اگر خواستى ميتوانى چند برابر اين صفات و احوال را بياورى جايز و خوبست، چنانچه براى تو است كه براى مبتداء هر چه خواستى خبر بياورى، پس بگويى: (زيد عالم جميل فارس كوفى بزاز) و مثل اين آيا نمىبينى كه حال زيادتى در خبر و قسمى از آنست.
شرح لغات:
الكاذبه: مصدر است مانند العافيه و العاقبة.
الرج: حركت كردن باضطراب و لرزش است و از آنست قول ايشان (ارنج السهم عند خروجه من القوس) تير در موقع بيرون آمدن از كمان لرزيد.
و البسّ: ريزه ريزه شدن چنانچه سويق (قاووت) را ريزه ريزه ميكنند.
شاعر گويد:
|
(لا تخبز خبزا |
و بسايسا). |
|
نان را تكّه تكّه و ريز ريز نكنيد و بسيس سويق قاووت يا آرد است كه براى خوراك تهيّه ميشود.
زجاج گويد: بست تيز بمعنى سبقت است.
شاعر گويد:
|
(و انبس حيّات |
الكثيب الاهل) |
|
مارهاى خطرناك تلّه ريك براه افتادند.