ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٤ - لغات آيات
حقيقت به وزش باد يا پارو زدن است.
لغات آيات:
الصلصال: گل خشكى است كه از آن صدايى شنيده ميشود شبيه صداى سفال.
الفخّار: گل چنانيست كه بآتش پخته ميشود تا آجر و سفال ميشود.
المارج: مضطرب متحرّك است، و بعضى گفتهاند مارج مختلط را گويند، ميگويند: مرج الامر: يعنى اختلط الامر (و مرجت عهود القوم و اماناتهم) يعنى پيمانهاى قوم و اماناتشان مختلط و درهم شد.
شاعر گويد:
|
مرج الدين فاعددت له |
مشرف الحارك محبوك الكتد |
|
دين آميخته بغير آن شده، پس، آماده كردم براى آن اسب بلند بالاى چابك و تند رويى را كه در راهش مبارزه و با دشمنان آن پيكار كنم.
و مرج الدابة فى المرعى، يعنى: چارپا را در چراگاه سر داد تا چرا كند.
برزخ: مانع و واسطه بين دو چيز را گويند.
و الجوارى: كشتىها را گويند، براى آنكه در آب جريان دارند مفرد آن جاريه است، و از آنست جاريه كنيز و زن جوان، براى اينكه در آن آب نشاط جوانى جريان دارد.
الاعلام: كوهها را گويند و مفرد آن علم است، خنساء گويد:
|
و انّ صحرا لتاتم الهداة به |
كانّه علم فى رأسه نار |
|