ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٥ - حديث عجيبى درباره ثله
نيست بلكه فقط آن مقام مخصوص جماعتى از ايشانست، چنانچه گفته ميشود مردى از جمله مردان و اين آن چيزيست كه ما ياد كرديم از قول مقاتل و عطاء- و جماعتى از مفسّرين و جماعتى از ايشان قائل شدهاند كه هر دو ثلّه بتمامى از اين امّت است، و اين قول مجاهد و ضحاك و اختيار زجاج است، و اين بطور نسبت از سعيد بن جبير از ابن عباس از پيامبر ٦ روايت شده كه فرمودند تمام دو ثلّه و جماعت از امّت منند.
حديث عجيبى درباره ثلّه
و از چيزهايى كه قول او را تأييد نموده و از طريق روايت هم تقويت مىشود روايتيست كه آن را ناقلين اخبار باسنادشان از ابن مسعود روايت نمودهاند كه گفت:
شبى پيامبر خدا ٦ براى ما حديث ميفرمود تا آنكه بسيار شد، سپس ما بمنزلمان رفتيم پس چون صبح شد، خدمت رسول خدا ٦ شرفياب شديم پس فرمود: ديشب تمام پيامبران با پيروانشان را بمن نشان دادند، پس پيامبرى بود كه چند نفرى از امّتش با او بودند و پيامبرى بود كه با او يك مرد از امّتش بود و پيامبرى هم بود كه با او هيچكس از امّتش نبود تا آنكه برادرم موسى ٧ آمد با كبكبهاى از بنى اسرائيل، پس چون آنها را ديدم تعجّب نمودم و گفتم پروردگار من اينها كيانند، پس خطاب رسيد: اين برادر تو موسى بن عمران و پيروان او از بنى اسرائيل است، پس گفتم امّت من كجا است؟
فرمود: نگاه كن بطرف دست راستت، پس ناگاه ديدم سنگها و كوههاى