ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٩ - شرح لغات
طلح: ابو عبيده گويد: طلح آن درخت بزرگيست كه خار زياد دارد.
بعضى از افراد تيز هوش و باريك بين گفته است:
|
بشرها دليلها و قالا |
غدا ترين الطلح و الجبالا |
|
راهنماى آن محبوبه بشارت باو داد و گفت: فردا البتّه مىبينى درختان بزرگ و كوهها را كه نزديك منزل خواهد بود.
زجاج گويد: طلح درخت ام غيلان (درخت خار مغيلان است) پس گاهى بر بهترين حال خواهد بود و منضود از باب (نضدت المتاع) وقتى كه بعضى از آن را بالاى برخى ديگر قرار ميدهند و روى هم ميگذارند.
و بكر: آن دوشيزهاى ميباشد كه مردى با او آميزش نكرده و مهر او را، نشكسته است و او بر همان خلقت اوّليه است از حال ايجاد و خلقت است، و از آن است البكره، براى اوّل روز و با كوره براى اوّلين ميوه و نوبر ميوه.
ازهرى گويد: و البكر شتر جوان و جمع آن بكار و بكاره است (و جاء القوم على بكرتهم و بكرة ابيهم) قوم آمدند بر شتران جوانشان و شتران جوان پدر شان.
الأتراب: جمع ترب و آن نوزاديست كه با مانند خودش در حال كودكى نمو ميكند و آن مأخوذ و گرفته از بازيكردن طفل است با خاك، يعنى ايشان مانند كودكانى هستند كه بر يك سنّ ميباشند.
ابن ابى ربيعه گويد:
|
ابرزوها مثل المهاة تهادى |
بين عشر كواعب اتراب |
|
بيرون آورد آن زن را مانند گاو وحشى كه با تبختر و تكبر راه ميرفت در ميان ده دوشيزه خرد سال و تكيه باطرافيان خود داشت.