ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩٧ - اعراب
٨- ايشان ميخواهند كه نور خداى را بدهنهاى خويش فرو نشانند و خداى تعالى تمام كننده نور خويش است هر چند كه كافران كراهت دارند.
٩- او آن خدائيست كه پيغمبر خويش را با توحيد و كيش درست فرستاد تا آن را بر همه دينها غالب گرداند و گر چه مشركان (اين چيرگى را) كراهت دارند.
قرائت:
اهل بصره و حجاز و ابو بكر ياء از قول (من بعدى اسمه «احمد») را فتحه داده باقى آن را فتحه ندادهاند، و ابن كثير و اهل كوفه غير ابى بكر (متمّ نوره) مضاف خوانده و باقى او را (متمّ نوره) بنصب و تنوين خواندهاند.
دليل:
قصد ميشود باضافه انفصال را چنانچه در قول خدا( (إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ)) ما فرستنده ناقه هستيم (و ذائقة الموت) و نصب در (متمم نوره) بنا بر اينست كه آن در حال فعل و در آينده باشد.
اعراب:
قول او( (اسْمُهُ أَحْمَدُ)) در موضع جرّ است براى بودنش وصف براى رسول چنانچه قول او (يأتى) نيز در محلّ جر است و تقدير آن (اسمه قول احمد) پس مضاف حذف و مضاف اليه قائم مقام او شده و هم چنين( (يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ)[١] يعنى يجدون ذكره مكتوبا) آيا نمىبينى كه شخص نوشته نميشود چنان كه احمد عبارت از شخص است و اسم قول است و قول شخص و انسان
[١]- سوره اعراف آيه: ١٥٧.