ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩١ - جعدى گويد
|
الآن فقد فرغت الى نمير |
فهذا حين صرت لهم عذابا |
|
هم اكنون البتّه قصد نمودم كه بسوى نمير بروم، پس اين هنگامى بود كه براى ايشان ناراحتى ايجاد كرده بودم.
شاهد اين بيت (فرغت) كه بمعنى قصدت آمده.
و ابن عامر آيه الثقلان بضم هاء خوانده و دليل آن در پيش گذشت و در شواظ دو لغت شواظ بضمه شين و شواظ بكسره شين آمده.
ابو عبيده گويد: آن شعله آتشى است كه دود نداشته باشد.
رو به شاعر گويد:
|
انّ لهم من حربنا اقياظا |
و نار حرب تسعر الشواظا |
|
قطعا كه براى ايشان از جنگ ما گرمى بسيار سخت است و آتش جنگ شعلههايى ميافروزد، و نحاس دود است.
جعدى گويد:
|
تضيء كضوء سراج السليط |
لم يجعل اللَّه فيه نحاسا |
|
روشن ميكند مثل روشنايى چراغ زيتونى كه خدا در آن دود قرار نداده است.
ابو على گويد: هر گاه شواظ شعلهاى باشد كه دود در آن نباشد ضعيف شود.
قرائت آنكه (و نحاس) را بجر خوانده است و بر تفسير ابى عبيده نميباشد مگر برفع در نحاس، بنا بر تقدير (و يرسل عليكما شواظ و يرسل عليكما نحاس)- يعنى: يك مرتبه اين را براى شما ميفرستد و يك دفعه ديگرى نحاس را و گاهى هم جايز است از وجه ديگرى بنا بر اينكه تقديرش اين باشد (و يرسل عليكما شواظ