ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٣ - اعراب
تعالى( (وَ إِذْ هُمْ)( نَجْوى)) پس معنا، ما يكون من متناجين ثلاثه باشد نباشد از راز گويان سه نفرى.
و امّا النجى پس صفت است كه واقع بر كثرت ميشود مثل صديق و رفيق و حميم و مانند آنست غزى و در قرآن است خلصوا نجيا.
٢- و امّا قول حمزه ينتجون و قول ديگران يتناجون پس براستى كه يفعلون و يتفاعلون گاهى جارى ميشوند بيك طريق و از اين جهت گفتند از دو جو او اعتوروا پس واو را تصحيح كردند هر چند كه بر صورتى باشد كه اعتلال در آن واجبست براى آنكه آن بمعناى تعاوروا و تزاوجوا چنانچه عور و حول صحيح است براى آنكه بمعناى افعال است و شهادت ميدهد براى قرائت حمزه گفته پيامبر صلّى اللَّه- عليه و آله درباره على (ع) زمانى كه بعضى اصحاب او گفتند (أ تناجيه دوننا) آيا با او راز مىگويى نه با ما فرمود:
ما انا انتجيته بل اللَّه انتجاه
من با او راز نگفتم بلكه خدا با او راز گفت.
لغت آيات:
النجوى: آن اسرار و رازيست كه هر يك بيكديگرى بلند ميكند و اصلش از نجوه بلندى از زمين است، و النجاء بلند برداشتن گام است در رفتن و النجاه بلند كردن از بلاء است.
اعراب:
((هُوَ رابِعُهُمْ)) مبتداء و خبر در محلّ جرّ است به اينكه آن صفت ثلاثه است و مىگويى فلان رابع اربعه فلانى چهارمى از چهارتاست وقتى كه يكى از چهار نفر باشد، و رابع ثلاثه وقتيست كه ثلاثه اربعه باشد به بودنش با ايشان و بنا بر اين جايز است كه گفته شود رابع ثلاثه و جايز نيست رابع اربعه براى اينكه در آن معناى