ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٥ - شأن نزول
است و اعتراض بمنزله صفت است، پس آن براى صدقه ملامتش شديدتر از آنست براى تصديق و تخفيف چنين نيست و از ادلّه كسى كه تخفيف داده اين است كه ميگويد: ما قول خدا( (وَ أَقْرَضُوا اللَّهَ)) را حمل بر اعتراض نميكنيم و لكن ما آن را عطف ميكنيم بر معنا، آيا نمىبينى كه قول خدا انّ المصدّقين و المصدقات معنايش اينست كه آنهايى كه صدقه دادند، پس مثل آنست كه در معنى (ان المصدقين و اقرضوا) پس حمل شده و اقرضوا اللَّه بنا بر معنى براى آنكه معناى مصدقين الذين صدقوا است، آنهايى كه باور كردند، پس مثل اينست كه گويد: ان الذين صدقوا و اقرضوا بدرستى كه كسانى كه باور كردند و قرض، دادند.
لغات:
گفته ميشود، انى يأنى، هر گاه وقت شود.
الخشوع: نرم شدن دلست براى حق و مطيع شدن براى آن و مثل آنست خضوع، و الحق چيزيست كه عقل بسوى آن دعوت ميكند و آن عمليست كه هر كس عمل كند بآن ناجى و رستگار است، و كسى كه عمل بخلاف آن كند هالك است و حق مطلوب هر عاقل است در نظر او هر چند كه در طريق آن اشتباه كند.
و القسوة: سختى دلست بسبب امتناع كردن از قبول حق.
و الامد: وقت ممتد و طولانى است و آن و مدت يكيست.
و الهيج: خشكيدن گياه است.
شأن نزول:
كلبى و مقاتل گفتهاند: كه قول او( (أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا)) يك سال بعد از هجرت درباره منافقين نازل شده و جهتش آنست كه ايشان روزى از جناب