ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥ - روات و مخبرين از شق القمر
((وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا)) و اگر معجزهاى ميديدند اعراض ميكردند، اين اخباريست از خداى تعالى از عناد و لجاج كفّار قريش و اينكه ايشان هر گاه آيه و معجزهاى ميديدند اعراض و دورى ميكردند از تأمّل در آن، و انقياد بصحّت، و درستى آن از روى عداوت و حسادت.
((وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ)) ضحاك و ابو العاليه و قتاده گويند: يعنى ميگفتند كه اين سحر و جادوى سختى است كه بر هر سحرى برترى دارد، و مستمرّ از مرور دادن ريسمان و سخت تاب دادن آن است و مستمر شدن چيز آن گاه است كه قوى و مستحكم شود.
مجاهد گويد: يعنى سحرى كه ميرود و نابود ميشود و باقى نميماند و آن از مرور و گذشتن است.
مفسّرين گفتهاند: چون ماه شكافته و منشق شد مشركين گفتند محمّد ٦ ما را سحر كرد، پس خداوند سبحان فرمود، و اگر آيه و معجزهاى ميديدند اعراض ميكردند از تصديق كردن آن و ايمان آوردن بآن.
زجاج گويد: و در اين آيات دلالت است بر اينكه شقّ القمر واقع شده ابو على مؤلف گويد: و من ميگويم، براى اينكه خداى تعالى بحقيقت بيان فرمود كه آن آيه بر وجه اعجاز و خارق عاده خواهد بود، و البتّه پيامبر نياز به