ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٩ - تفسير
و بدعوت و فريب دادن او فعل اين راز گويى( (لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ- بِضارِّهِمْ شَيْئاً)) تا آنكه غمگين نمايد كسانى را كه ايمان آوردهاند و حال آنكه راز گويى ايشان زيانى بمسلمين نميزند.
و بعضى گويند: يعنى كه شيطان زيانى، و خسارتى بايشان بچيزى نميزند( (إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ)) يعنى مگر بعلم خدا، و بعضى گويند: يعنى:
خداوند براى آنكه سبب آن بامر و اراده اوست، و آن جهاد و خروج ايشان بسوى آنست.
و بعضى گويند: يعنى بامر خدا براى آنكه او الحاق ميكند بايشان دردها و بيماريها را عقب آن.
((وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ)) و بر خدا پس بايد مؤمنين توكل نمايند در تمام كارهايشان نه بر غير او.
و بعضى گويند: مقصود از نجواى آيه خوابهاى پريشانى است كه انسان آن را در خواب ميبيند، پس او را محزون ميكند و در خبر عبد اللَّه بن مسعود وارد شده كه گويد: پيامبر ٦ فرمود: هر گاه سه نفر بود، پس نبايد دو نفرى بدون رفيق سوّم راز گويى كنند زيرا اين موجب غم و غصّه او ميشود و از ابن عمر روايت شد دو نفر بدون سوّمى راز نگويند.