ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٤ - خنساء گويد
آنكه انداخت خورشيد بركت خويش را در تاريكى و سياهى شب.
و آدميان و پريان را ثقلين ناميدهاند، براى بزرگى خطر ايشان و جلالت مقامشان نسبت به آنچه در روى زمين است از حيوانات و براى سنگينى وزن آنان بسبب تعقّل و تمييز دادن بين حق و باطل، و از آنست حديث شريف نبوى ٦:
انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى ..
[١] من ميگذارم ميان شما دو چيزى سنگين و گرانقدر كتاب خدا و عترت خودم را.
آن دو را پيامبر «ثقلين» ناميد براى بزرگى شأن و جلالت مقامشان.
و بعضى گفتهاند: جن و انس، آدم و پرى را ثقلين گفتند براى سنگينى آنان در روى زمين، زندگان باشند يا مردگان، و از آنست قول خداى عزّ و جل:
((وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها)) يعنى بيرون افكند زمين آنچه از مردگان در آن است.
و عرب سيد شجاع را ثقل و وزنه بر روى زمين قرار داد.
خنساء گويد:
|
ابعد ابن عمرو من آل الشريد |
حلّت به الارض اثقالها |
|
آيا بعد از مردن ابن عمرو از خاندان شريد حلال است بزمين وزنههاى آن، مقصود اينست كه چون ابن عمرو مرد وزنه زمين بمرگ او رفت براى سيادت و بزرگواريش.
[١]- مترجم گويد: حديث شريف ثقلين از احاديث متواتره ميان سنّى و شيعه است و علّامه سيد حامد حسين هندى يك جلد از كتاب شريف عبقات- الانوار خود را اختصاص بآن و اسناد عديده آن داده، و علّامه بزرگوار مرعشى نجفى معاصر هم در تعليقات احقاق الحق طرق عديده آن را ياد نموده و يكى( از حوارى و شاگردان ايشان هم بنام حجّة الاسلام حاج شيخ محمّد قوام الدين بشنوهاى هم رسالهاى از طريق اهل سنّت درباره آن تأليف كرد كه در مصر به طبع رسيده است.