ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦ - روات و مخبرين از شق القمر
آيه و معجزه دارد در دنيا تا اينكه استدلال كند براى مردم به سبب آن بر صحّت نبوت خودش و شناخته شود صدق و راستى راستگو در حال انقطاع- تكليف و زمانى كه مردم در آن مضطرّ بمعرفت ميباشند نيازى بمعجزه نيست و براى اين خداوند سبحان فرمود، و ميگويند آن سحر مستمر است و در وقت نمى گويند كه معجزه نيست سحر است (پس اين آيات صريح در معجزه و شقّ القمر است نه اينكه از اشراط ساعت باشد كه براى اضطرار و ناچارى گفتهاند)( (وَ كَذَّبُوا)) يعنى تكذيب كردند آيه و معجزهاى را كه مشاهده كردند.
((وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ)) و در تكذيبشان پيروى كردند هواهايشان و آنچه را كه شيطان، زينت داده بود برايشان از باطلى كه ايشان بر آن بودند.
((وَ كُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ)) قتاده گويد: پس خير مستقر باهل خير بر مىگردد و شر مستقرّهم باهل شرّ بر ميگردد، و مقصود اينست كه هر امرى از خير و شرّ مستقر و ثابت خواهد بود تا به صاحبش پاداش داده شود يا در بهشت يا در آتش.
كلبى گويد: معنايش اينست كه براى هر امرى حقيقتى است آنچه را كه از آن مربوط بدنيا باشد، پس در دنيا ظاهر شود و آنچه را كه مربوط به آخرت باشد، پس بزودى شناخته ميشود.
((وَ لَقَدْ جاءَهُمْ)) يعنى: و هر آينه البتّه آمد اين گروه كفّار را( (مِنَ الْأَنْباءِ)) يعنى از اخبار بزرگى كه در قرآنست بكفر كسانى كه در پيشين بودند از امّتها و هلاك كردن ما ايشان را( (ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ)) يعنى متعظ و آن به معناى مصدر يعنى و ازدجار و امتناع از كفر و تكذيب پيامبران( (حِكْمَةٌ بالِغَةٌ)) يعنى قرآن حكمت كامل و تامّه ايست كه بغايت و نهايت كمال و تمام رسيده است.
((فَما تُغْنِ النُّذُرُ)) يعنى: چه چيز است كه پيامبران و رسولان را نفع