ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٧ - تفسير
و سبقتشان درجهها و مقامهايى در بهشت.
و بعضى گويند: درجاتى در مجلس پيامبر خدا ٦ پس خدا فرمان داد كه علماء را بخودش نزديكتر بنشاند بالاى دست مؤمنين كه فاقد علم هستند و و دانشى ندارند تا آنكه معلوم شود مقام علماء بر غير ايشان و در اين آيه دلالتست بر فضيلت علماء و جلالت مقامشان.
و نيز بتحقيق جابر بن عبد اللَّه انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود عالم بر شهيد يك درجه فضيلت دارد و شهيد بر عابد يك درجه برترى دارد، و فضل پيامبر بر عالم يك درجه است و فضل قرآن بر سائر كلامها و كتابها مثل فضل خدا است بر خلق و آفريدههايش و فضل عالم بر ساير مردم مثل فضل منست بر كمترين امّت، و آن حضرت فرمود: كسى كه اجلش برسد در حالى كه او طالب علم و دانش جو باشد پس بين او و بين پيامبران درجهاى است.
((وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ)) و خدا بآنچه كه ميكنيد آگاه است يعنى داناست سپس بار ديگر مؤمنين را خطاب فرموده و گفت:
((يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ- صَدَقَةً)) اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد هر گاه خواستيد راز گويى كنيد با پيامبر ٦ پس جلوى رازتان صدقهاى مقدّم بداريد.
يعنى: هر گاه راز گويى با پيامبر كرديد پس بيش از آنكه راز بگوئيد صدقهاى مقدّم بداريد وارده نموده باين فرمان بزرگداشت پيغمبر ٦ را و اينكه اين موجب شود كه تصدّق بدهند و از آن مأجور شوند و اين تخفيفى از آن حضرت باشد مفسّرين گويند: پس چون نهى از راز گويى شدند تا صدقه بدهند بسيارى از مردم دريغ داشته و خوددارى كردند از در گوشى و راز گويى با آن حضرت، پس