ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٨ - تفسير آيات
اى ابا فراشه اما تو صاحب نفرات هستى پس راستى قوم مرا هم گرگ و درندهاى نخورده است.
تفسير آيات
آن گاه ياد نمود خداوند سبحان صفات بندگانش را در نزديك مرگ و فرمود( فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ) يعنى پس اگر اين مختصرى كه جان بگلويش رسيده از مقرّبين نزد خدا و از سابقين است كه در اوّل سوره ياد شدند.
((فَرَوْحٌ)) يعنى پس براى او روح است، ابن عباس و مجاهد گويند: براى او راحت و آسايش است، يعنى از تكاليف دنيا و سختيهاى آن.
و برخى گفتهاند: كه روحيست كه نفس انسانى از آن لذّت ميبرد و از آن غم و غصّه را زايل ميكند.
((وَ رَيْحانٌ)) يعنى روزى در بهشت.
حسن و ابو العاليه و قتاده گويند: آن شاخه ريحان خوش بوى از ريحانهاى بهشت است كه در موقع مردن برايش آورده ميشود پس آن را مىبويد.
و بعضى گويند: كه روح رحمت و ريحان هر رتبه و شرافت است.
و بعضى گويند: روح نجات از آتش و ريحان دخول در بهشت جاودان است.
و بعضى گويند: كه روح در قبر و ريحان در جنّت و بهشت است.
و بعضى نيز گفتهاند: كه روح در قبر و ريحان در قيامت است[١].
[١]- احاديث بسيارى از خاندان رسالت : رسيده كه شيعيان و دوستان اهل بيت : در قبرشان در روح و ريحانند، و از آنها اين چند حديث است كه از تفسير شريف برهان نقل مىنمايم: دنباله پاورقى از صفحه قبل:
١- گويد ابن بابويه باسنادش از حضرت موسى بن جعفر ٨ از پدر بزرگوارش حضرت صادق ٧ روايت نموده كه فرمود، هر گاه مؤمنى از دنيا رود هفتاد هزار فرشته او را تا قبرش تشييع كنند، پس وقتى داخل قبرش نمودند منكر و نكير آمده و او را مينشانند، پس باو ميگويند پروردگار تو كيست و دين تو چيست، و پيامبر تو كيست؟
پس ميگويد: پروردگار من اللَّه است، و پيامبرم محمّد٦ است و اسلام دين منست، پس قبر او را وسيع و گشاده ميكنند براى او باندازه چشم انداز او و براى او از بهشت طعام ميآورند و روح و ريحان داخل قبر او ميشود، و اين قول خداوند عزّ و جل است،( فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ) يعنى در قبرش و جنّة نعيم در آخرت، سپس فرمود، هر گاه كافرى بميرد او را هفتاد هزار فرشته از زبانيه آتش تا قبرش تشييع نموده و او بكسانى كه جنازه او را بر داشتهاند قسم ميدهد بطورى كه جز آدميان و جنّيان همه موجودات صداى او را ميشنوند و ميگويند:
اگر براى من بر گشتى باشد من از مؤمنين ميباشم و ميگويد: مرا بر گردانيد تا شايد من عمل صالحى انجام دهم و جبران كنم آنچه را كه ترك كردهام:
(ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) پس زبانيه آتش پاسخ او را ميدهد كلا انّها كلمة هو قائلها، نه چنين نيست اين سخنى است كه او در دنيا هم گويا بود و فرشتهاى آنها را صدا ميزند( وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ) و اگر بر گردانيده شوند هر آينه عود ميكنند بهمان اعمالى كه نهى شده بودند از آن پس وقتى داخل قبرش شده و مردم او را تنها گذاردند و رفتند منكر و نكير ميآيند در هولناكترين صورتها پس او را گرفته و ميگويند: من ربّك و ما دينك و من نبيّك پس زبانش بلكنت افتاده و قادر بر جواب نميشود پس ضربتى از عذاب خدا بر او ميزنند كه هر چيزى براى او ناراحت ميشود، پس ميگويند پروردگار تو كيست؟ و دين تو چيست؟ و پيامبر تو چه كسى است؟ پس ميگويد: نمى دانم، پس ميگويند: باو نيكو نيستى، و هدايت نشدى و رستگار نگشتى، سپس دنباله پاورقى از صفحه قبل:
در بى براى او بسوى آتش باز ميكنند و بر او آب جوشانى از جهنّم ميريزد و اين قول خداى عزّ و جل است كه ميگويد:( وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ- فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ)، يعنى در قبر و تصلية جحيم، يعنى در آخرت.
٢- و نيز از او باسنادش از حضرت صادق ٧ روايت نموده كه فرمود اين دو آيه درباره اهل ولايت ما و دشمنان ما نازل شده،( فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ- الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ،) يعنى در قبرش و جنّة نعيم يعنى در آخرت،( وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ) در قبرش و تصلية جحيم يعنى در آخرت.
٣- و نيز از او باسنادش از زيد بن على بن الحسين : گويد پرسيدم از حضرت باقر ٧ از قول خداى عزّ و جل( فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ- الْمُقَرَّبِينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ) پس فرمود: اين آيه درباره امير المؤمنين و امامان بعد از او : است.
و در عيون اخبار الرضا ٧ است كه از حال مؤمن در قبرش پرسيدند فرمود: فى روح و ريحان و جنة و نعيم و رضوان، مؤيد اين مكاشفهاى است از مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ مرتضى آشتيانى متوفى ١٣٦٥ ق كه باين نويسنده فرمودند بعد از شهادت مرحوم آيت اللَّه حاج سيد محسن صدر العلماء- تهرانى ره او را در خواب ديدم كه از حرم حضرت رضا ٧ بيرون آمده و بطرف قبرش در دار السياده ميرود پس او را گرفتم با توجّه به اينكه او مرده است و گفتم از وضع و حال خودت بگو اوّل استنكاف كرد و گفت: شيخ مرتضى مرا رها كن بروم گفتم بصاحب اين قبر( و اشاره بقبر حضرت رضا ٧ كردم) تا نگويى تو را رها نكنم، پس تبسّمى كرد و گفت: فى روح و ريحان و جنه و نعيم و رضوان، گفتم مرا چگونه مىبينى گفت تو هم همين طور و هر كس كه متمسّك بصاحب اين قبر شريف باشد در روح و ريحان خواهد بود، گفتم بگو با اين مقام آرزوى ديگرى دارى؟ گفت: آرى، گفتم: چيست؟ گفت: خدا مرا بدنيا بر گرداند تا قضاء حاجت مؤمنين نمايم زيرا در آن عالم هيچ عملى باندازه قضاء حوائج مردم( مورد توجّه نيست.
مخفى نماند كه مرحوم صدر العلماء مذكور در اوائل مشروطه در تهران شهيد و جنازهاش حمل بمشهد و در جوار حضرت ثامن الحجج( ع) مدفون گرديد.
گنجينه دانشمندان ج ٤ ص ٤٧٨« مترجم»