ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٨ - تفسير
((جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَها)) دوزخى كه در روز قيامت وارد آن ميشوند و در آن مى سوزند.
((فَبِئْسَ الْمَصِيرُ)) يعنى و بد است بازگشتگان و سر انجام كار جهنّم و دوزخ است براى آنچه كه در آنست از اقسام شكنجهها و عذابها آن گاه منع فرمود مؤمنين را از مثل اين عمل و فرمود:
((يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَناجَيْتُمْ فَلا تَتَناجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ)) اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد هر گاه راز گفتيد پس راز و بيخ گوشى بگناه و دشمنى و مخالفت با پيغمبر ٦ نگوئيد يعنى مانند فعل منافقين و يهود ننمائيد( (وَ تَناجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوى)) يعنى راز بگوئيد بكارهاى خوب و طاعت، و خوف از عذاب خدا و پرهيزگارى از معصيت خدا.
((وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ)) و بترسيد خدايى را كه بسوى جزاء و پاداش او.
((تُحْشَرُونَ)) روز قيامت محشور ميشويد.
((إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ))[١] يعنى راز گويى منافقين و كفّار بچيزى كه موجب ناراحتى مسلمين و غمگين شدن ايشان ميشود از وسوسههاى شيطان
[١]- على بن ابراهيم قمى در تفسيرش در ذيل اين آيه نقل نموده و بحرينى هم در تفسير برهانش از وى باسنادش روايت كرد از ابى بصير از حضرت صادق ٧ كه سبب نزول اين آيه اين بود كه حضرت فاطمه( ع) در خواب ديد كه پيغمبر٦ عزيمت نمود كه باتفاق على ٧ و او و حسن و حسين( ع) از شهر بيرون روند پس همگى بيرون رفته تا از ديوارهاى شهر گذشتند، پس بدو راهى رسيدند، پس پيغمبر راه سمت راست را گرفت و رفت تا رسيدند به جايى كه در آنجا درخت خرما و آب بود، پس پيغمبر٦ گوسفندى كه در يكى از دو گوشش نقطههاى سفيدى بود خريدند و فرمود آن را ذبح كنند پس آن را پخته و خوردند و همگى در آنجا مردند، پس فاطمه( ع) از خواب بيدار شده و ميگريست( و ناراحت بود و به پيغمبر٦ نگفت و چون صبح شد پيغمبر٦ با الاغى آمده و فاطمه را سوار و على و حسن و حسين : را هم فرمود تا با آنها بيايند، پس باتفاق از شهر خارج شدند همانطورى كه فاطمه( ع) در- خواب ديده بود، پس چون از ديوارهاى شهر گذشتند بدو راهى رسيدند پس پيغمبر راه سمت راست را گرفت چنانچه او در خواب ديده بود تا رسيدند بجايى كه در آن درخت خرما و چشمه آب بود، پس پيغمبر گوسفندى كه در يكى از دنباله پاورقى از صفحه قبل:
گوشهايش نقطههاى سفيد بود خريد، هم چنان كه او ديده بود، پس فرمود آن را كشته و كباب كردند و چون خواستند بخورند كه فاطمه( ع) برخاست و به كنارى رفت و شروع كرد بگريه كردن از ترس آنكه همگى خواهند مرد، پس پيغمبر٦ در پى او بجستجو پرداخت تا او را يافت در حالى كه او ميگريست، پس فرمود دخترم براى چه گريه ميكنى؟
پس گفت: يا رسول اللَّه ديشب در خواب چنين و چنان ديدم و شما عينا در بيدارى نموديد همانطور كه من ديدم، پس من دور شدم از شما كه منظره مرگ شما را نبينم، پس پيغمبر٦ برخاست و دو ركعت نماز خواند و با خدا مناجات كرد، پس جبرئيل( ع) نازل شد و گفت:
يا رسول اللَّه اين شيطانى است كه باو زها ميگويند و اوست كه اين خواب را بفاطمه القاء كرد و نشان داد و اوست كه مؤمنين را در خواب اذيّت ميكند به خوابهايى كه آنها را مغموم و محزون نمايد، پس جبرئيل فرمان داد تا آن شيطان را حضور پيغمبر٦ آورده و گفت تو اين خواب را بفاطمه القاء كردى گفت: بلى اى محمد، پس پيغمبر٦ سه آب دهان و تف باو انداخت كه در سه جاى او اثر گذاشت، پس جبرئيل گفت:
اى رسول خدا٦ اگر در خواب ديدى چيزى كه موجب ناراحتى تو باشد يا يكى از مؤمنين ببيند، پس بگويد:
اعوذ بما عاذت به ملائكة المقربون و انبيائه المرسلون و عباده الصالحون من شر ما رأيت من رؤياى، پناه ميبرم بآنچه كه فرشتگان مقرّب و پيامبران مرسل و بندگان شايسته خدا بآن پناهنده شدند و سوره مباركه حمد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و قل هو اللَّه احد خوانده و سه مرتبه بسمت چپ تف كند كه مصون از ضرر خواب آشفته و پريشان بماند، پس خدا نازل فرمود آيه مذكوره را،( إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ ....)