ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨١ - تفسير آيات
بعضى از تختههاى آن بر بعضى ديگر تركيب شده تا بلند و دراز گشته است[١] و بعضى گفتهاند: آن اوّلين كشتى بود براى سير و حركت كه شراع بلندى و دكل داشت.
مجاهد گويد: آن كه شراعش بلند باشد او (منشأ) است و آنكه بلند نباشد پس او منشأ نيست، و قلاع جمع قلع و آن شراع و دكل كشتى است.
((كَالْأَعْلامِ)) يعنى مثل كوهها، مقاتل گويد: تشبيه كرد كشتىهاى روان در دريا را بكوههاى در خشكى.
و بعضى گويند: المنشئات، بكسر شين و آن آنست كه با سينه خودش ايجاد موج ميكند در موقع حركت و جريان، پس امواج مانند اعلام از خداوند سبحان است بر بندگانش، به اينكه ايشان را تعليم نمود كه كشتى بسازند و بگيرند براى آنكه سوار آن شوند و آب را طورى قرار داد كه كشتى بتواند بر آن حركت و بسمت مقصد خود برود.
((كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ)) يعنى هر كس كه بروى زمين است از حيوانات و جان داران، پس آن هالك و فانى است كه از وجود بعدم ميرود، و از زمين بطور كنايه ياد نمود هر چند كه يادى از آن نشده بود[٢] مثل قول اهل مدينه-
[١]- مترجم گويد: شايد منظور از تختههاى سوار شده بر هم كشتىهاى دو طبقه و سه طبقه باشد كه طبقه بالا بر طبقه زيرى سوار است، چنانچه دوزخ و جهنّم- چنين است لتركبن طبقا عن، طبق آينه سوار ميشوند طبقى را بعد از طبقه ديگر و اتوبوسهاى دو طبقه و سه طبقه نيز چنين است طبقه بالا سوار بر طبقه پائين است.
[٢]- مترجم گويد: چرا در آيه دهم فرمود:( وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ) پس ضميرها من عليها اشاره بهمان ارض آيه دهم است.