ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٣ - شرح لغات
از آنها و بتحقيق گفتند (تسمع بالمعيدى لا ان تراه) بشنوى معيدى را نه آنكه آن را به بينى، پس هر گاه موصوف حذف شود باقى ماند بعد از آن نحاسى كه آن صفت است براى شيء محذوف و (من) حذف شده از نحاس براى آنكه در جلو تر در قولش (من نار) ذكر نموده بود، پس حذف آن براى اين نيكوست چنانچه حذف جار از قول ايشان على من تتنزّل انزل خوبست، و چنان كه ابو زيد از قول شاعر آن را انشاد كرده است:
|
و اصبح من اسماء قيس كقابض |
على الماء لا يدرى بما هو قابض |
|
و صبح نمود بر آب از نامهاى قيس مثل قابض كه نميداند بچه چيزى او قابض است و جلوى آب را گرفته است، يعنى بچيزى كه او قابض است بر او پس (عليه) حذف شده براى دلالت كلام پيشين بر آن و چنانچه نزد خليل جار حذف شده در قول (ان لم يجد يوما على من يتكل) «اگر نيابد روزى كسى را كه بر او اعتماد كند» قصد نموده نزد خودش كسى را كه بر او اعتماد و اتكال كند، پس جار حذف شده براى آنكه ذكر آن قبلا جارى شد، پس مجرور شدن (نحاس) بنا بر اين (بمن) مضمره و محذوف است نه باشراك در (من) چنانى كه در قول او (من نار) جارى شد، پس هر گاه مجرور بودن نحاس (بمن) باشد شواظى كه شعله آتش است قسطى از دود نميباشد.
شرح لغات:
الثقلان: اصل آن از ثقل است و هر چيزى كه براى آن وزن و ارزش باشد پس آن ثقل است، و از اين جهت به تخم شتر مرغ ثقل گفته شده است گويد
|
فتذكرا ثقلا رثيدا بعد ما |
القت ذكاء يمينها فى كافر |
|
پس مذاكره كردند تخم شتر مرغى را كه روى هم گذارده بودند بعد از