ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٨ - تفسير آيات
پس ديدم روشنايى محبوبهام را از راه دورى و ليكن بعيد است كه من بتوانم خودم را بآن برسانم.
الاورى: ظاهر شدن آتش است بوسيله آتش گيرانه و كبريت، گفته مى شود اورى، يورى، و وريت، بك زنادى يعنى تكليفم را بسبب تو روشن كردم و گفته ميشود (قدح فاورى) كبريت زد، پس روشن شد و آتش گرفت، هر گاه آتش ندهد گفته ميشود (قدح فاكبى) كبريت زد و نگرفت و آتش نداد.
المقوى: فرود آمدن با قوا و نيروست در زمينى كه كسى در آن نيست، و اقوت الدار يعنى خانه از اهلش خاليست نابغه گويد:
|
اقوى و اقفر من نعم و غيّرها |
هوج الرياح بهايى التراب موّار |
|
فرود آمدم در زمينى كه خالى از جاندار بود و آن را وزش بادها و شن سيّار دگرگون كرده بود و عتقره گويد:
|
حييت من طلل تقادم عهده |
اقوى و اقفر بعد ام الهيثم |
|
زنده ماندى تو از آثار بزرگى كه خاطره آن گذشت در جايى كه بعد از ام- هيثم خالى از هر چيز بود.
تفسير آيات:
سپس خداوند سبحان بر ايشان درباره بعث احتجاج نموده به قول خودش( (نَحْنُ خَلَقْناكُمْ)) مقاتل گويد: يعنى ما شما را آفريديم در حالى كه شما چيزى نبوديد و اين را ميدانيد شما( (فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ)) يعنى پس براى چه و چرا باور نميكنيد بروز بعث و قيامت- براى اينكه كسى كه قدرت بر ايجاد در اوّل داشته باشد قدرت بر اعاده هم دارد، سپس ايشان را خداى