ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٨ - تفسير آيات
بنا بر اين آنچه را كه من از مردم كشتم برابرى با خون كليب نميكند، زيرا بقتل او صداهاى خفته در سينهها آشكارا و بلند گرديد.
و ليلى اخيليه در مرثيه توبه پسر حمير گويد:
|
لنعم الفتى يا توب كنت و لم تكن |
لتسبق يوما كنت فيه تحاول[١] |
|
هر آينه خوب جوانمردى بودى اى توب و حال آنكه نبودى در روز مسابقه تا در آن روز برنده شوى.
|
و نعم الفتى يا توب كنت اذا التفتت |
صدور العوالى و استشال[٢] الاسافل |
|
و چه خوب جوانمردى بودى اى توب زمانى كه مستكبرين و بزرگان ساقط و- مستضعفين و زير دستان بسبب تو بلند ميشدند.
|
و نعم الفتى يا توب كنت لخائف |
اتاك لكى تحمى و نعم المجامل[٣] |
|
و چه خوب جوانمردى بودى اى توب براى بيچاره ترسانى كه نزد تو ميآمد تا او را حمايت كنى و چه خوب حامى و مدافعى بودى.
|
و نعم الفتى يا توب جا را و صاحبا |
و نعم الفتى يا توب حين تناضل[٤] |
|
و چه خوب جوانمردى بودى اى توب از جهت همسايگى و رفاقت و چه خوب جوانمردى بوده هنگامى كه دفاع از دشمنان ميكنى.
|
لعمرى لانت المرء ابكى لفقده |
و لو لام فيه ناقص الرّاى جاهل |
|
[١]- تحاول، يعنى اراده كنى و مسابقه را به برى.
[٢] استشال، بمعناى بلند كردن يعنى زير دستان را بلند كنى.
[٣] مجامل، يعنى خوش رفتارى با مردم و اينجا بمعناى مدافع و حامى است.
[٤] تناضل بمعناى مدافع است و در حديث از قول حضرت صادق( ع) بهشام بن حكم آمده كه فرمود:
|
ا فهمت يا هشام فهما تناضل به اعدائنا |