ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٧ - لغت
در سوره انفال است خوانده است.
دليل:
گفته ميشود خرب الوضع و اخربته و خربته، اعشى گويد: (و اخربت من ارض قوم ديارا) خراب كردم از زمين قومى خانهها را، و از ابى عمرو حكايت شده كه اخراب مكان را خراب گذاردن و تخريب ويران كردنست.
لغت:
الحشر: جمع شدن مردم است از هر ناحيهاى و از آنست حاشره و مأمورى كه مردم را باداره ماليات جمع ميكند.
الجلاء: انتقال از خانه و شهر و وطنهاست براى آمدن بلاء (چون وباء و غيره) گفته ميشود جلا القوم عن منازلهم جلاء، بيرون رفتند و منتقل شدن مردم از منازلشان بيرون شدنى، و اجليتهم اجلاء بيرون كردم ايشان را بيرون كردنى اللينه: نخله و درخت خرماست و اصل آن از لون است واو قلب بياء شده.
براى كسره ما قبلش و جمع آن ليان است.
امرأ و القيس گويد:
|
و سالفة كسحوق الليان |
اضرم فيها الغوى السعر |
|
و جلوى گردنش در سرخى مثل شاخههاى درخت خرما بود كه آتش در آن افكنده شود و مشتعل گردد.
و ذو الرمّه گويد:
|
طراق الخوافى واقع فوق لينة |
بذى ليلة فى ريشة يترقرق |
|
پرهاى ريزى كه واقع است بالاى درخت خرما و نخله از پرنده (كروان) كه در شب ميخواند و خوش صدا است در پرش درخشندگى است.