ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤٦ - تفسير آيات
لغت:
التصدّع: بمعناى پراكنده و ريز ريز شدنست، بعد از آنكه بهم چسبيده باشد و مثل آنست تفطّر گفته ميشود صدعه يصدعه صدعا و از آنست صداع در رأس يعنى درد سر.
القدوس: تعظيم شده بپاكى صفاتش از اينكه صفت نقصى داخل او شود ابن جنى گويد: سيبويه ياد كرده در صفت سبوح و قدّوس بضمّه و فتحه و البتّه باب فعول اسم مثل شبوط و سمور و تنور و سفور است.
المهيمن: اصلش مئيمن بر وزن مفيعل از امانت، پس همزه قلب به هاء شد، پس تعظيم نمود لفظ را بسبب آن براى بزرگ داشت معنى.
تفسير آيات:
سپس تعظيم نمود خداوند سبحان شأن قرآن را پس گفت:
((لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ)) اگر اين قرآن را بر كوهى ميفرستاديم البتّه آن را از ترس خدا ترسناكى شكافته شده ميديدى، تقديرش اينست: اگر كوه از چيزهايى بود كه قرآن بر آن نازل ميشد و ادراك آن را مينمود با شدّت و سختيش و خشونت طبعش و بزرگى جسمش هر آينه ميترسيد براى فرود آمدنش و پراكنده و ريز ريز ميشد از خشيت و ترس خدا جهت بزرگداشت شأن و مقام او پس انسانى احق و شايستهتر است به ترسيدن اگر تعقّل و انديشه كند احكامى را كه در قرآن است:
و بعضى گويند: اگر كلام ببلاغتش ميلرزاند كوه را هر آينه اين قرآن آن را ميلرزاند و بعضى گويند: اينكه مقصود به آن چيزيست كه ظاهرش اقتضا ميكند بدلالت قولش( (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ))[١] و بدرستى كه بعضى از آيات
[١]- سوره بقره آيه: ٧٤.