ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩٢ - تفسير
پس عمرو بن عبد الرحمن بصهيب گفت: من پيامبر را خبر دهم كه تو كشتى او را و فلانى بدروغى بخود نسبت داده، صهيب گفت: جز اين نيست كه من او را براى خدا و پيامبر خدا كشتم، پس عمرو بن عبد الرحمن نزد پيغمبر ٦ رفته و گفت: اى پيامبر خدا او را قطعا صهيب كشت پس فرمود: اى ابو يحيى آيا چنين است؟ گفت: بلى يا رسول اللَّه پس اين آيه و آيه بعد نازل گرديد.
تفسير:
((سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)) تفسيرش گذشت در سوره (حديد و حشر) و جز اين نيست كه در اينجا تكرار و اعاده آن شده براى اينكه سوره افتتاح ميشود به تعظيم و بزرگداشت خدا از جهت آنچه كه تسبيح ميكند براى آن بسبب نعمتهايى كه در آنست چنان كه افتتاح ميشود به بسم اللَّه الرحمن الرحيم و هر گاه معنى داخل در تعظيم خدا شود استفتاح نيكو شود بسبب آن.
((يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ)) اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا مىگوييد كارى را كه نميكنيد.
بعضى گفتهاند: كه خطاب بمنافقين است و آن سركوبى براى ايشانست چون كه ايشان در ظاهر ابراز ايمان ميكردند ولى در باطن مؤمن نبودند.
بعضى گويند: كه خطاب بمؤمنين است و سرزنش ايشانست كه بگويند- چيزى را و آن را بجا نياورند.
جبائى گويد: اين بر دو گونه است:
١- اينكه بگويد بزودى ميكنم ولى قصد او بنكردن باشد، پس اين قبيح و زشت و مذموم است.