ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٧ - لغات آيات
و هر آينه حقيقة من با نيزهام زدم محل اجتماع گوشت رانش را، ران هند بهترين محبوبه خودم راه و قصدش از طعن در اين بيت مجامعت و آميزش او با محبوبهاش بوده است.
زجاج گويد: اصل خيرات خيّرات مشدّده بوده، پس مخفّف شده و خيام جمع خيمه است و آن خانهاى از پارچه كرباسى و برزنتى و غيره كه بر عمود و تيرك و ميخها در صحراها و بيابانها استوار ميسازند.
و رفرف باغهاى بهشتى است از باب قول ايشان (رفّ البنات يرف) يعنى گياهان سبز و تازه گرديده.
و بعضى گفتهاند: رفرف مجالس است.
و بعضى گفتهاند: بالشها و پشتىهاست و هر جامه پهن و عريضى نزد عرب رفرف است.
ابن مقبل گويد:
|
و انّا لنزالون تغشى نعالنا |
سواقط من اصناف ريط و رفرف |
|
و اما البتّه منزل كننده هستيم تا آنكه استراحت كنيزان ما بر افتادههاى از اقسام جامههاى نازك و پهن.
و عبقرى: بجامههاى نازك و بالشهاى مخملى خالدار گويند و آن اسم جنس و مفردش عبقريّه است.
ابو عبيده گويد: هر چيزى از فرش را عبقرى گويند و هر چيزى كه مبالغه در خوبى آن شود منسوب به عبقر ميشود و آن شهريست كه در آن بساط و غير آن، نقّاشى و رنگ آميزى ميشود.