ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٦ - لغات آيات
باسبهايى كه بر آنها گروهى از جنّيان عبقر سوار ميشدند شايسته و سزاوار بودند كه روزى برسند و پيروز شوند.
امّا صرف نشدن عباقرى در قاعده و قياس صرفى شاذ و اندك است و كم بودن آن در قياس با استمرار آن در استعمال مستنكر و قبيح نيست، چنانچه از جماعتى از صرفيّين آمده كه (استحوذ عليهم الشيطان) در قياس صرفى شاذ و در استعمال شايع است، و براى ما نيست كه قرائت پيامبر ٦ را مگر آنكه تلقّى بقبول و پذيرفتن كنيم و امّا خضر بضمه ضاد پس اندك است و آن از مواضع شعر است، چنانچه طرفه گويد: (و راد او شقر).
لغات آيات:
الدمعه: سياهى و ادهام زراعت است هر گاه سياهى بر آن غالب شود و از آنست دهماء و تصغير آن دهيماء است براى داهيه و مصيبت دهيماء- ناميده شده براى تاريكى و ظلمت آن.
و الدهماء: ديك سياه است.
النضخ: بخاء معجمه بيشتر از نضح بحاء غير معجمه است براى اينكه نضح ترشّح است، و بخاء مثل بزل سوراخى است كه از آن آب ميجوشد.
النضاخه: فواره است كه آب از آن بطرف بالا فوران و جستن ميكند.
الرمّان: مشتق از رمّ يرمّ رمّا است براى آنكه از شأن آن اينست كه دل را نرم ميكند بسبب جلا دادن دل.
الخيرات: جمع خيره است و الرجل خير مرد خوب است، و الرجال خيار و اخيار مردان خوب و نيكانند.
|
و لقد طعنت مجامع الرّبلان |
ربلان هند خيره الملكات |
|