فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٠٣ - خروج دجّال
مىگيرند و با سوءاستفاده از زمينههاى فكرى و اجتماعى و احساسات مردم، دست به تزوير و حيلهگرى مىزنند.
در انقلاب جهانى حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف، چنين خطرى پيشبينى شده است.
از آنجا كه اين انقلاب از همۀ انقلابهاى تاريخ بزرگتر و گستردهتر است، خطر فريبكاران دجّال صفت نيز به مراتب بيشتر و گستردهتر است. در آستانۀ ظهور، آنان همۀ تلاش خويش را به كار خواهند گرفت كه مردم را فريب دهند و آنها را از نتيجۀ آن، دلسرد و نااميد سازند و سرانجام از پيروزى حتمى آن جلوگيرى كنند.
البته در اين احتمال مىتوان گفت:
ممكن است يكى از آن دجّالها- صفات زشت در او بيشتر از همه متبلور است-نشانه ظهور باشد.
دو. احتمال دوم آن است كه فردى معيّن و مشخص، به نام «دجّال» در دورۀ غيبت-با همان ويژگىهايى كه براى وى بيان شده است-خروج مىكند و مردم را به انحراف مىكشاند.
برخى با استناد بعضى از روايات، او را زنده مىدانند؛ براى مثال گفته مىشود او در زمان حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم زنده بوده و تا هنگام خروج، زنده خواهد ماند. [١]
برخى از كتابها و فيلمها نام «دجّال» بر خود دارند. «دجّال» لقب دغلبازى است كه نزد يهوديان «آرميلوس» و نزد مسلمانان «صائد بن صيد» ناميده مىشود. [٢]
اصل داستان «دجّال» در كتابهاى مقدس مسيحيان نيز آمده است. در انجيل، واژه «دجّال» بارها به كار رفته و از كسانى كه منكر حضرت مسيح عليه السّلام باشند يا «پدر و پسر» را انكار كنند، «دجّال» ياد شده است:
دروغگو كيست، جز آنكه مسيح بودن عيسى را انكار كند؟ آن، دجّال است كه پسر و پدر را انكار كند. [٣]
طرفداران احتمال دوم به روايتى استناد كردهاند كه اصبغ بن نباته از حضرت على عليه السّلام پرسيد: «اى امير مؤمنان! دجّال كيست؟» آن حضرت فرمود:
دجّال، صائد بن صائد (صيد) است.
[١] . ر. ك: شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ١١٣، ح ٨٦.
[٢] . حسين توفيقى، هزارهگرايى در فلسفه تاريخ مسيحيت، ص ٢٦.
[٣] . رساله يوحنا، باب ٢، :١٨ و ٢٢.