فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٧٣ - شمائل حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
مىخواست آنها را مجازات كند؛ اما آنها نزد معز الدوله بويهاى چنين وانمود كه شيعهاند و مهلبى براى آنكه متهم به ضديت با تشيع نشود، ديگر پىگير آنها نشد. [١][٢]
شمائل حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف
مجموع روايات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و امامان عليهم السّلام، كه شمايل و اوصاف حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را بيان كرده است مىتوان به سه دسته تقسيم كرد:
١. رواياتى كه شمايل آن حضرت را پس از ولادت و دوران كودكى توصيف كرده است.
٢. حكاياتى كه ملاقاتكنندگان با آن حضرت در طول دوران غيبت، ذكر كردهاند.
٣. احاديثى كه به نقل از معصومان عليهم السّلام، شمايل و ويژگىهاى جسمانى آن حضرت را هنگام ظهور و حكومت او بيان كرده است.
١. شمايل مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف پس از ولادت ودوران كودكى
ضوء بن على از مردى از اهل فارس، حكايتى نقل و در ضمن آن، برخى از اوصاف حضرت را در نوزادى بيان كرده است: . . . پسر بچهاى سفيد و زيباروى بود. . . مويى از بالاى سينۀ او تا ناف، به رنگ سبز-نه سياه-روييده بود . . . . [٣]
يعقوب منقوش گويد:
خدمت امام حسن عسكرى عليه السّلام وارد شدم. داخل حياط بر سكويى نشسته بود. سمت راستش اتاقى قرار داشت و بر آن پردهاى آويخته بود. گفتم: «اى سيد من! صاحب امر امامت، بعد از شما كيست؟» فرمود: «اين پرده را بالا بزن» آن را بالا زدم؛ پسر بچّهاى به قامت پنج وجب كه به نظر مىآمد هشت الى دهسال داشت، بيرون آمد؛ با پيشانى درخشان، روى سفيد، دو چشم براق، دو كتف ستبر و دو زانوى برگشته؛ در گونۀ راستش خالى و در سرش گيسوانى بود. بر زانوى پدر خود ابو محمد عليه السّلام نشست؛ پس به من فرمود:
[١] . ر. ك: كتاب الغيبة، ص ٢٤١؛ الفرق بين الفرق، ترجمه: محمد جواد مشكور، ص ١٩١.
[٢] . ر. ك: جمعى از نويسندگان، دايرة المعارف تشيّع، ج ١٠، ص ٤٤.
[٣] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٢٩، ح ٦؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٤٣٥، باب ٤٣، ح ٤.