فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢١٢ - خسوف و كسوف غيرعادى
مكه بيرون شده است. او لشكرى از پى آن حضرت روانه كند، ولى او را نيابد، تا اينكه مهدى با حالت ترس و نگرانى بدان سنّت كه موسى بن عمران داشت داخل مكه شود.
فرمانده سپاه سفيانى در صحرا فرود مىآيد. آوازدهندهاى از آسمان ندا مىكند: «اى دشت! آن قوم را نابود ساز» ؛ پس آن نيز ايشان را به درون خود مىبرد و هيچيك از آنان نجات نمىيابد، مگر سه نفر. . . . [١]
نيز ن. ك: نشانههاى ظهور، خروج سفيانى.
خسوف و كسوف غيرعادى
از نشانههاى غير حتمى ظهور
در روايات كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر يا اوّل همان ماه يكى از نشانههاى ظهور ياد شده است. «كسوف» در روزهاى نخست و روزهاى آخر ماه و «خسوف» در روزهاى ميانى ماه، طبيعى و عادى است؛ ولى خورشيدگرفتگى در وسط ماه يا ماهگرفتگى در اوايل يا آخر آن، ظاهرا امرى غيرعادى است و ديدن آن، امكان ندارد. امام باقر عليه السّلام فرمود:
«دو نشانه پيش از قيام قائم پديد خواهد آمد: يكى گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان و ديگر، گرفتن ماه در آخر آن.» مردى به امام عليه السّلام عرض كرد:
«اى پسر رسول خدا! كسوف در وسط و خسوف در آخر ماه؟ !»
حضرت فرمود:
[آرى]من آنچه را گفتم به آن داناتر هستم. اينها دو نشانهاند كه واقع شدن آنها، از زمان هبوط آدم عليه السّلام سابقه ندارد. [٢]
فلسفۀ اين نشانۀ غيرعادى- همانند برخى نشانههاى ديگر- مىتواند بيدار كردن مردم، از خواب غفلت و يقين به امر ظهور باشد. به عبارت ديگر، خداوند سبحانه و تعالى در آستانۀ ظهور، براى اقامۀ حجّت بر مردم و مطمئن ساختن ياران حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف به ظهور آن حضرت، چنين پديدههايى را بر خلاف معمول و به گونۀ معجزه محقق مىسازد.
برخى بر اين باورند خسوف و
[١] . نعمانى، الغيبة، ص ٢٧٩، باب ١٤، ح ٦٧.
[٢] . محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٨، ص ٢٢، ح ٢٥٨؛ نعمانى، الغيبة، ص ٣٩٠، ح ٤٥؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص ٤٩٧.