فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٦٤ - حجّت
همسنگ دارد:
١. مفهومى وصفى و عام كه دربارۀ هردليل و برهان الهى چون پيامبران و امامان عليهم السّلام يا عقل به كار برده مىشود و اين دليل همواره در زمين بر انسان آشكار است؛ ازاينرو در روايت امام كاظم عليه السّلام آمده است كه فرمود:
خداوند سبحانه و تعالى را بر مردم دو حجّت است: يكى ظاهر كه آن عبارت است از پيامبران و رهبران دينى و ديگرى باطن كه آن عقول مردم است. [١]
پيامبران و اوصياى آنان عليهم السّلام به اين دليل حجّت ناميده شدهاند كه خداوند سبحانه و تعالى به وجود ايشان، بر بندگان خود احتجاج كند. آنان همچنين دليل بر وجود خدا هستند و گفتار و كردارشان دليل بر نياز مردم به قانون آسمانى است.
بر اساس روايات فراوانى، زمين هرگز از حجّت خالى نيست؛ چنان كه از امام رضا عليه السّلام پرسيده شد: آيا زمين از حجّت خالى مىماند؟ حضرت فرمود: «اگر زمين از حجّت خالى باشد، اهلش را فرومىبرد.» [٢]
٢. مفهوم وصفى خاصى كه از نگاه شيعه، حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف آخرين حجّت الهى است؛ ازاينرو به حجة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام شهرت دارد. [٣]
داود بن قاسم گويد: از امام دهم عليه السّلام شنيدم كه فرمود: «جانشين من، پسرم حسن است. شما نسبت به جانشين پس از جانشين من چه حالى خواهيد داشت؟»
عرض كردم: «خداوند سبحانه و تعالى مرا قربانت كند؛ چرا؟»
فرمود: «براى آن كه شخص او را نمىتوانيد ببينيد و ذكر او به نام مخصوصش روا نيست. عرض كردم:
«پس چطور او را ياد كنيم؟» فرمود: «بگوييد حجّت از خاندان محمد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم.» [٤]
در بيشتر روايات، اين لقب به صورت الحجّة من آل محمّد به كار
[١] . «إنّ للّه على النّاس حجّتين حجّة ظاهرة و حجّة باطنة فأمّا الظّاهرة فالرّسل و الأنبياء و الأئمّة عليهم السّلام و أمّا الباطنة فالعقول. . .» ، محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ١٥.
[٢] . «لو بقيت بغير امام لساخت» ، شيخ صدوق، علل الشرايع، ج ١، ص ١٩٨.
[٣] . محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٢٥، ح ٦ و ج ٩٧، ص ٣٤٣.
[٤] . شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٠٢، ح ١٦٩؛ محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٢٨، ح ١٣.