فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٢٠ - بهائيت
طرفداران آن دو، اطرافيان صبح ازل به فرقه «ازليه» و پيروان ميرزا حسين على بهاء، فرقه «بهائى» ناميده شدند. اما با مرگ يحيى صبح ازل، ازليه و به تبع آن، بابيان براى ابد فراموش شدند.
سرانجام دعوت ميرزا بهاءوقتى ميرزا حسين على احساس كرد دعوت او مؤثر افتاد و عدهاى گرد او حلقه زدند، نوع دعوتش را در مراحل گوناگون زمانى تغيير داد. وى پس از ادعاى «من يظهره اللّه» ادّعاى رسالت و شارعيت و سپس ادعاى حلول روح خدا در خود به نحو تجسد و تجسّم كرد. او با عبارت «انا الهيكل الاعلى» از اين مطلب ياد مىكرد.
بهاء در بغداد و اسلامبول و ادرنه و نيز در عكا همواره با تقيّه و تظاهر به اسلام زندگى مىكرد، تا خشم حكومت عثمانى را بر ضد خود بر نينگيزد. وى در نماز جمعۀ عكّا شركت مىجست و در ماه رمضان، به روزهدارى تظاهر مىكرد؛ با اين حال، رابطۀ سرّى خود را با بابيان ايران كه بعدها «بهائى» نام گرفتند، قطع نكرده و همواره مكتوبات و وحىهاى ادعايى، يا تجلّيات خدا منشآنه خود را براى آنان مىفرستاد يا بازمىگفت.
وى سرانجام در سال ١٨٩٢ م (حدود ١٣٠٩ ق) پس از سالها سكونت در عكّا درگذشت و آنجا به خاك سپرده شد.
پس از ميرزا حسين على، فرزندش عبد البهاء رهبر بهائيان شد و نظام جديدى را در تفكرات بهائيت پديد آورد. وى در سفرهاى خود، تعاليم باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در غرب، به ويژه تحت عناوين روشنگرى و مدرنيسم و اومانيسم متداول بود، آشتى داد. او تعاليم دوازدهگانۀ بهائيت را با الهام از همين آموزهها تدوين و عرضه كرد كه عبارتند از: ترك تقليد، تطابق دين با علم و عقل، وحدت اساس اديان، بيت العدل، وحدت عالم انسانى، ترك تعصبات، الفت و محبت ميان افراد بشر، تعديل معيشت عمومى، تساوى حقوق زنان و مردان، تعليم و تربيت اجبارى، صلح عمومى و تحريم جنگ و وحدت خط و زبان. [١]
تعاليم دوازدهگانۀ ياد شده، در
[١] . عباس افندى، رساله ديانت جهانى بهائى، ص ٢٠.