فرهنگ نامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ١٠٥ - ايستادن هنگام شنيدن لقب قائم
معصومان عليهم السّلام نيامده است.
٣. در هيچ روايتى از امامان پيش از امام صادق عليه السّلام به انجام دادن اين كار اشاره نشده و هيچجا از انجام آن توسط پيروان اهل بيت عليهم السّلام سخن به ميان نيامده است. در حالى كه صدها روايت داراى اين كلمه است.
٤. اين لقب، چه خصوصيتى دارد كه آن حضرت فقط با اين لقب به دوستداران خود توجه مىفرمايد و با لقبهاى ديگر چنين نيست؟
دو. در روايت است كه چون دعبل، قصيدۀ معروف خود را براى امام رضا عليه السّلام خواند، آن حضرت دست بر سر نهاده و به حالت تواضع ايستاد و براى فرج آن حضرت دعا كرد. [١]اين روايت، در منابع معتبر اوليه اينگونه نقل شده است كه: عبد السلام هروى گويد: از دعبل بن خزاعى شنيدم كه مىگفت: بر مولاى خود امام رضا عليه السّلام قصيدۀ خود را خواندم كه چنين آغاز مىشود:
مدارس آيات خلت من تلاوةو چون به اين ابيات رسيدم: خروج إمام لا محالة خارج
امام رضا عليه السّلام به سختى گريست.
سپس سر خود را بلند كرده و به من فرمود: «اى خزاعى! روح القدس اين دو بيت را بر زبان تو جارى كرده است آيا مىدانى اين امام كيست و كى قيام خواهد كرد؟» گفتم: «نه؛ اى مولاى من! فقط شنيدهام امامى از شما خروج مىكند و. . .» . [٢]
در بررسى اين روايت نيز گفته شده است:
همانگونه كه ملاحظه مىشود به ايستادن آن حضرت هيچ اشارهاى نشده است، تا چه رسد به اينكه آن حضرت دست به سر هم گذاشته باشد. نكتۀ قابل تأمل اينكه در منابع نخستين، تمام كسانى كه اين روايت را نقل كردهاند، به همين صورت ذكر كردهاند. [٣]
[١] . پيشين، ص ٦٤٠، ح ٣.
[٢] . شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٢٧٦، ح ٦.
[٣] . على بن محمد خزاز قمى، كفاية الاثر، ص ٢٧٦؛ شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا عليه السّلام، ج ٢، ص ٢٦٦؛ امين الاسلام طبرسى، اعلام الورى، ص ٣٣١؛ على بن عيسى اربلى، كشف-