فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٦ - تأملى در شيوه هاىشناخت تكليف سيدمحسن موسوى گرگانى
روش ديگرى را در كتابهاى تهذيب و استبصار به كار گرفته كه كار استفاده از آنها را پيچيدهتر كرده است، چنان كه شيخ صدوق پيش از شيخ در كتاب « من لا يحضره الفقيه » در همين مسير قرار گرفته و آن اين كه اين دو بزرگوار روايتى را كه نقل مىكنند، از كتابى و يا از شخصى نقل مىكنند كه هيچ گونه ارتباطى با آن شخص يا صاحب كتاب نداشتهاند، و يا بين آن دو و صاحب كتاب يا راوى اصلى فاصله زمانى بسيار زيادى بوده است و لذا قطعى است كه يك يا چند نفر بين شيخ و صدوق و راوى اصلى يا صاحب كتاب فاصله بوده است و چون آن دو شيخ جليل القدر واسطهها را در اين كتابها ذكر نكردهاند، اكثر روايات آنها مرسل و فاقد اعتبار مىگردند ؛ ولى گويا آن دو به اين نكته توجه داشتهاند ؛ زيرا شيخ در پايان هر دو كتابش و صدوق در پايان كتاب « من لا يحضره الفقيه » اسناد خود را گفتهاند، يعنى همان واسطه هايى را كه به هنگام نقل روايات حذف كردهاند، در پايان كتاب خود، ذكر كردهاند و شيخ طوسى افزون بر اين كار مفيد و ارجمند، كتابى به رشته تحرير درآورده است كه در آن كتاب همه صاحبان اصول را نام برده و احياناً برخى ديگر از نويسندگان را به طور اشاره معرفى كرده و در اكثر قريب به اتفاق اين موارد، واسطهها در اخذ كتابها را معرفى كرده است. لذا مىتوان گفت: تمام روايات در ظاهر مرسل شيخ طوسى، مسندند ؛ زيرا همه واسطههاى شيخ، قابل شناسايى هستند، مگر در موارد كمى كه طريق شيخ معرفى نشده است.
بنابراين، پيش از تهذيب، استبصار و من لا يحضره الفقيه، بايد اولا، واسطههاى ياد شده را شناسايى كرد و ثانياً، دانست كه آيا آن واسطهها و واسطههاى ديگرى كه در بسيارى از روايات وجود دارند و خود صاحب كتابى كه روايت از آن نقل شده است توثيق دارند يا نه ؛ چه اين كه اگر در اين مسير طولانى يك نفر از آنان ضعيف و مجهول الحال باشد يعنى طورى باشد كه وثاقتش احراز نگردد، آن روايت، فاقد اعتبار خواهد شد.