فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٥ - تأملى در شيوه هاىشناخت تكليف سيدمحسن موسوى گرگانى
گويا به همين جهت هم بوده كه صاحبان كتب اربعه متعرض آنها نشدهاند و گرنه بعيد است كه صاحب وسائل الشيعه يا حاج ميرزا حسين نورى و يا علامه مجلسى به اصولى دست يافته باشند كه شيخ طوسى و شيخ صدوق و كلينى هيچ گونه اطلاعى نسبت به آنها پيدا نكرده باشند و لذا نوع كتابها و اصولى كه پس از آن سه بزرگوار پيدا شده است، فاقد اعتبارند.
بنابراين، بايد تمام كوشش را مصروف فهم همان كتب اربعه نمود و نحوه استفاده از آنها را به خوبى آموخت ؛ زيرا روشهاى اعمال شده در آنها، استفاده صحيح از آنها را بسيار پيچيده كرده است و قهراً بدون آگاهى لازم از آن روشها نمىتوان از آنها استفاده كرد و طريق حق را پيمود ؛ مثلا مرحوم كلينى احاديث كتابش را مستند نقل كرده و مىتوان به سهولت صحت و سقم طرق او را دريافت و با اين كار خدمت شايانى را انجام داده است، ليكن گاهى اين روش را تغيير داده و به كسانى كه براى او روايت كردهاند با رمز و كنايه اشاره كرده است ؛ مثل اين كه در بسيارى از موارد گفته است: « اخبر فى جماعة » يا « جماعة من اصحابنا » يا « عدة من اصحابنا» و پيداست كه نه جماعت شناخته شده است و نه عدهاى كه براى او نقل كردهاند، اگرچه او عده خود را در سه مورد، معرفى كرده است، ولى در موارد زيادى عده كلينى را به سهولت نمىتوان شناسايى كرد.
شيخ طوسى نيز در موارد زيادى همين روش را دنبال كرده است بدون اين كه جماعت و عدّه خود را معرفى كرده باشد، اگرچه گاهى بعضى از آن جماعت را معرفى كرده، ليكن در بسيارى از موارد حتى از ذكر بعضى از آنها نيز خوددارى نموده است و لذا بايد انديشيد و به كشف آنها پرداخت و گرنه چنين روايتى كه در يك طبقه، راويانش مجهول الحال و ناشناخته باشند، فاقد اعتبار مىگردد، مگر اين كه از تعدد راويان در يك طبقه، انسان به وثاقت بعضى از آنان اطمينان پيدا كند، كه البته اين امرى شخصى است.
شيخ طوسى افزون بر اين روش،