فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
تشكيك نمىكنند. مانند اوقات نماز: {...أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرآنَ الفَجْرِ...؛} (٢٠) زيرا موضوعاتى بسان «دلوك الشمس» و «فجر»، زمان هايى هستند كه با ساعت و دقيقه و ثانيه، محدود نشدهاند، نماز پيش از آن زمان حتى به يك ثانيه، صحيح نيست. همچنين مانند مسافت شرعى كه در سفر موجب شكسته شدن نماز و در روزه موجب افطار مىشوند؛ زيرا اين مسافت با كيلومتر و متر تعيين شده و قبل از آن حتى به مقدار ناچيز، مسافت شرعى محقق نمىشود و مانند بلوغ پسران بعد از گذشت پانزده سال كامل و بلوغ دختران پس از تمام شدن نه سال، و لذا پيش از زمان تعيين شده اگر چه زمانى بسيار كوتاه باشد، بلوغ محقق نشده و واجبات شرعى بر آنان واجب نيست.
اين دسته از موضوعات و متعلّقات با دسته اوّل فرق دارند؛ زيرا اين دسته، امورى واقعى هستند كه يا وجود دارند و يا وجود ندارند و امر آنها بين وجود و عدم دور مىزند.
بنابراين، معنا ندارد كه براى تشخيص اين موضوعات و متعلّقات به فهم عرفى مراجعه كرد بلكه در تشخيص آن محتاج به دقت علمى مىباشيم.
«مرگ» از اين قبيل است؛ چرا كه مرگ ـ همان طور كه ذكر كرديم ـ موضوع دسته گستردهاى از احكام شرعى است و تشكيك در آن راه ندارد؛ زيرا امر آن بين وجود و عدم دور مىزند، مرگ يا هست و يا نيست و لذا مراجعه به فهم عرفى در تعريف مرگ درست نيست بلكه در تشخيص آن چارهاى جز دقت علمى نداريم.
نشانههاى حيات و مرگ در بيان ادلّه
از مرجّحات تحقق مرگ، با مرگ مغزى، اگر چه ضربان قلب و گردش خون ادامه داشته باشد، رواياتى است به اين مضمون كه: حمل اگر زنده متولد شود ارث مىبرد و ارث مىرساند و زنده به دنيا آمدن چنين تعريف شده كه: بچه گريهاى كند يا حركتى اختيارى انجام دهد و در غير اين صورت، ارث نمىبرد.
مرحوم صاحب وسايل در باب هفتم از ابواب ميراث الخنثى و ما أشبهه از كتاب
(٢٠) اسراء، آيه ٧٨.