فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
نجات جانِ بيمار مىگردد؛ بسان اين كه مكلّف به پزشك جراح اجازه دهد قلب او را برداشته و به بيمارى كه مرگ، او را تهديد مىكند، پيوند بزند.
اين صورت نيز مانند صورت دوم داخل باب تزاحم است، با اين تفاوت كه به ضرورت و بداهت فقهى، حرمت به هلاكت رساندن خود، مهمتر از نجات بيمار است، پس حرمت به هلاكت انداختن نفس، بر وجوب نجات بيمار، مقدم مىشود و حكم به وجوب نجات، از فعليت ساقط مىشود و مكلف نمىتواند براى نجات جان بيمار، قلب خود را به او اهدا كند؛ زيرا چنين كارى در حكم خودكشى و به ضرورت حرام است. (٨)
مهمترين ايرادات فقهى بر جواز، دو ايراد است:
قطع اعضاى ميت حرام است، و همان طور كه زنده مؤمن احترام دارد، مرده او هم محترم است. به اين مضمون روايات صحيح متعددى وارد شده كه برخى از آنها از اين قرار است:
بايد ديه بپردازد؛ زيرا احترام مرده او بسان احترام زنده اوست. (٩)
بريدن سر ميّت از بريدن سرانسان زنده بدتر است. اين حديث را شيخ به اسناد خود از ابن ابى عمير روايت كرده است. (١٠)
(٨) مگر مطلب مهمى چونان نجات لشكر اسلام به آن بستگى داشته باشد كه در اين صورت قربانى نمودن جايز است.
(٩) وسائل الشيعه، ج ١٩، ص ٢٤٨، باب ٢٤ از ابواب ديات الاعضاء، ح ٤.
(١٠) همان، ص ٢٤٩، باب ٢٥ از ابواب ديات الاعضاء، ح ١.