فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
خداوند دوست ندارد كه به مؤمن جز گمان خير برده شود و شكستن استخوانهاى زنده و مرده، يكسان است. (١١)
اين شبهه بالاتر از اشكال قطع عضو انسان زنده مانند كليه در حالات ضرورت و وجوب نجات بيمار، نيست. همان طور كه انسان زنده از باب تقديم اهم بر مهم در دو حكم متزاحم، مىتوانداجازه دهد عضوى از او را براى نجات بيمارى قطع كنند، همچنين مىتواند اجازه دهد عضوى از اعضايش را پس از مرگ براى پيوند به بيمار، قطع كنند. بنابراين مىتوان پس از مرگ وى و پرداختن ديه معيّن شرعى به وارثان ميت، عضو مورد نظر را قطع كرد. (١٢)
علاوه بر اين، احتمال مىدهيم مراد از حرمت مُثله كردن مؤمن در حال حيات و ممات، بريدن اعضاى او براى انتقامگيرى و آزار او باشد. يا به جهت مشهور كردن و خوار نمودن و بى اعتبار كردن وى باشد اما در صورتى كه بريدن اعضا براى انگيزههاى عقلايى باشد، مشمول نصوص گذشته نخواهد بود. بحث ديه قطع عضو در آينده خواهد آمد.
عادتاً نقل عضو از ميت به انسان زنده در حال ايست قلبى امكانپذير نيست مگر بسيار نادر؛ زيرا مدت زمان حيات اعضا بعد از ايست قلبى، خيلى كوتاه است و كم اتفاق مىافتد كه جراح موفق شود در اين مدت كوتاه، عضو ميتى را در حال توقف قلب به انسان زندهاى منتقل كند.
بله، در حالتهاى مرگ مغزى چنين كارى ممكن است؛ زيرا در اين حالت قلب به صورت طبيعى يا به كمك وسايل پزشكى، وظيفه خود را انجام داده و خون را در رگها جريان مىدهد و حيات عضوى اعضا تا مدت زمان نسبتاً طولانى باقى خواهد بود و
(١١) همان، ص ٢٥١، ح ٤.
(١٢) ر.ك. المسائل الشرعيه، ج ٢، آيت اللّه خويى، مؤسسة الامام الخويى، ص ٣١٥ ـ ٣١٤.