فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - پيوند اعضاى مردگان مغزى محمدمهدى آصفى
به مقتضاى اين قاعده اوّلا، براى هيچ كس جايز نيست كه به منظور دفع ضرر متوجه به خود، به ديگرى ضرر برساند و ثانياً، بر هيچ كس لازم نيست به منظور دفع ضرر از ديگران به خود ضرر برساند....
به مقتضاى حكم دوم، ضرر رساندن به ديگرى، دليل اكراه يا تقيّه، جايز است، به اين معنا كه اگر ظالم به شخصى دستور داد به ديگرى ضرر برساند و او را تهديد كرد كه در صورت عدم اجراى دستور، ضرر را متوجه خود او مىكند شخص مأمور مىتواند به ديگرى ضرر برساند، و تحمّل ضرر به منظور رفع ضرر از ديگرى، واجب نيست. (٣)
به مقتضاى اين كه حديث در مقام منّت گذاردن وارد شده، بر انسان واجب نيست كه ضرر متوجه به ديگرى را به منظور دفع از او، خودش متحمل شود و نيز تدارك ضرر وارد شده بر ديگرى نيز واجب نيست؛ يعنى نه رفع ضرر از ديگرى واجب است و نه دفع ضرر از او. (٤)
اضرار به ديگران به نحو تسبيب يا مباشرت ممنوع است. اما حديث شامل رفع ضرر يا دفع ضرر از ديگران نمىشود و اين نكته بسيار واضح است؛ بنابراين در صورت توجه ضرر به خانه ديگرى، بر انسان واجب نيست آن را دفع كند و نيز واجب نيست با متوجه كردن سيل به خانه خود، ضرر را از همسايه رفع كند. (٥)
(٣) همان، قاعده نفى ضرر، ص ٣٧٤.
(٤) منية الطالب، شيخ موسى خوانسارى، تقرير مباحث محقق نايينى، ص ٢٢٢.
(٥) تهذيب الاصول، جعفر سبحانى، تقريرات درس امام خمينى، انتشارات جامعه مدرسين، ج ٢، ص ٤٩٨.