فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٦ - بررسى فقهى نظريههاى جبران كاهش ارزش پول(٢) احمدعلى يوسفى
سان، همانند ديگر صفات مثل، خود، به عهده مىآيد ... بنابراين هم ويژگى جنس و هم قيمت و توان خريد، از آن روى كه همگى از ويژگىهاى مثل مىباشند به عهده مىآيند. براى همين است كه باز پرداخت پولى از جنس ديگر نيز، نادرست است... مثلى بودن پول هم بر جنس آن و هم بر ارزش و توان خريدش استوار است.
از اين روى باز پرداخت چيزى كه همنام آن باشد، باز پرداخت جايگزين همسان به شمار نمىآيد و همسانش تنها آن چيزى است كه با بها و ارزش و ماليت گذشتهاش از همان جنس، برابر باشد. (٨٠)
١ـ٢. مثلى بودن پول بر اساس تعريف مثلى
در تعريف مال مثلى به اين نتيجه رسيديم كه مال مثلى به اعتبار صفات و ويژگىهايى مثلى هستند كه ميزان رغبت، ماليت و ارزش مبادلهاى آن، از آن صفات نشأت گرفته باشد و ميزان آن رغبت و ارزش در افراد مثلى متفاوت نباشد وگرنه مثلى محسوب نمىگردد. صفاتى كه منشأ رغبت و ماليت مىباشند اعم از نسبى و ذاتى بوده و هيچ گونه تفاوتى بين آنها نيست.
براساس تعريف فوق، اسكناس به اعتبار ارزش مبادلهاى مثلى است؛ چه ارزش مبادلهاى آن را صفت نسبى بدانيم و يا صفت ذاتى.
هر چند ـ با توجه به تحليلى كه در بحث مثلى گذشت ـ صفت نسبى و ذاتى در مورد اموال مثلى در قضاوت عرف و عقلا جايى ندارد، اما اگر مماشات را در اين امر بپذيريم، خواهيم گفت كه در اسكناس ارزش مبادلهاى و قدرت خريد، صفت ذاتى است؛ زيرا اگر ارزش مبادلهاى از اسكناس الغا گردد، تبديل به كاغذ پاره رنگى خواهد شد كه نه براى هيچكارى مورد استفاده قرار مىگيرد، نه هيچ گونه ارزشى خواهد داشت، و نه عنوان پول به آن اطلاق مىگردد.
(٨٠) مجله فقه اهل بيت، سال اوّل، ش ٢، ص ٦٦ و ٦٧. عبارات دليل، اندكى جا به جا نوشته شده است.