فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٢ - پژوهشى در قضاوت زنان سيد محسن موسوى گرگانى
معلوم است كه اين امر منحصر به فقيهان است، پس فقيهان به دلالت التزامى منصوب به مقام قضاوتند.
٨. در روايت ابوبصير آمده است كه من از امام صادق(ع)در باره آيه {وَ لاتَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهَآ إِلَى الْحُكّامِ} (١٦) پرسيدم. حضرت فرمود:
اى ابوبصير، خداوند عزّوجل مىدانست كه در ميان اُمّت، حاكمانى به وجود مىآيند كه ستم مىكنند و منظورش از حكّام در اين آيه، همين حاكمان جايرند نه حاكمان عادل... . (١٧)
اين روايت بسيار هم روشن نيست! دلالت دارد بر اين كه قضاوت قاضى عادل، مورد رضايت خداوند متعال است و اين همان طور كه آشكار است، اطلاق دارد، اما سند آن به سبب عبداللّه بن بحر مخدوش و ضعيف است.
روايات زيادى وجود دارد كه بدون شك تواتر اجمالى دارند و مستفاد از آنها اين است كه مطلوب و مقصود ائمّه(ع) احياى امر آنان است، و توصيه شده كه در حوادث بايد شيعه به راويان حديث ائمّه(ع) رجوع كند؛ چنان كه بايد در مقام ارزشيابى اشخاص، ملاك و
(١٦) بقره، آيه ١٨٨.
(١٧) وسائل الشيعه، ج ٢٧، باب ١ از ابواب صفات القاضى، ص ١٢، ح ٣.