فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٦٦
استفاده كرده، تخصيص زده است؛ از اين رو به خروج عبد از اين عمومات و عدم پذيرش شهادت او فتوا داده است. همچنين از اين عبارت در مىيابيم كه او معتقد به تخصيص عموم قرآن به خبر واحد بوده است. در حالى كه ساير اصوليان آن را نمىپذيرند. (١٢٧)
نقش ابن جنيد در حديث و روايت
ابن جنيد به معناى اصطلاحى، محدّث صرف نبوده است؛ زيرا شيوه او ـ چنان كه بيان شد ـ با شيوه مكتب حديثى و فقهى تفاوت داشت. او به حديث از اين جهت نمىنگريست كه هدف نهايى از آن ضبط و جمع است، لذا كتابى درباره حديث ندارد. با اين حال از دانش حديث بريده نبوده است. او داراى اساتيد حديث و طرق روايى بوده است و مىدانيم كه دوران ايشان شاهد رواج جنبش حديث و توجه به آن بوده است؛ چنان كه رواياتى دارد كه فقها به نقل از كتب او به آنها استناد مىكنند و طريق برخى از روايات منحصر به اوست و از طريق ديگر نقل نشده است. اين امر ارزش ويژهاى به ميراث روايى او مىبخشد، پيش از اشاره به برخى از اين روايات، بايد توجه داشت كه بخشى از اين روايات، مرسل است كه او مستقيماً به معصوم يا راوى متصل به معصوم نسبت داده است و شهيد به توثيق مراسيل او و پذيرش آنها به اين دليل كه اوثقه است و ارسال او در حكم سند است و به اين كه او از بزرگان علما است تصريح دارد. (١٢٨)
١. علامه در مختلف اين روايت را از ابن جنيد آورده:
مردى براى بيعت نزد امير مؤمنان(ع) آمد و گفت: اى امير مؤمنان، دستت را بگشا تا با تو بيعت كنم كه با زبانم به سوى تو فراخوانم و با دلم خيرخواهت باشم و با دستم به همراه شما جهاد كنم. امام(ع) فرمود: تو آزادى يا عبد؟ گفت: عبدم، امير مؤمنان(ع) دستش را پيش آورد و آن مرد با امام(ع) بيعت كرد. (١٢٩)
(١٢٧) التذكرة باصولالفقه، ص ٣٨.
(١٢٨) ذكرىالشيعه، ص ٢٥٥، س ١.
(١٢٩) مختلفالشيعه، ص ٣٢٤، س ٢، چاپ سنگى.