فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٦ - نماز و روزه در قطب جعفر سبحانى
بنابراين روشنايى و تاريكى در طى ٢٤ ساعت بر يك منوال نيست بلكه از روشنى به تيرگى و يا از روشنى شديد به روشنى ضعيف تر تغيير حالت مى دهد. اين نيست مگر به سبب اين كه حركت نخستين خورشيد ملازم با وجود روز درمناطق معتدل است همچنان كه حركت بعدى خورشيد ملازم با وجود شب در آن مناطق مى باشد. اما ميل مركز چرخش زمين به دور خود به ميزان ٥/٢٣ موجب مى شود كه خورشيد در برخى فصول به مدت زيادى در اين مناطق خيمه زند به طورى كه اگرچه خورشيد اوج و حضيضى داشته باشد اما در اين مدت غروبى از آن ديده نشود.
تمامى آنچه بيان شد در صورتى است كه در اين مناطق روز طولانى باشد، اما اگر قضيه برعكس باشد يعنى در اين مناطق شب تا شش ماه طول بكشد، حكم اين صورت هم از آنچه در صورت نخست بيان كرديم، روشن مىشود؛ زيراخورشيد اگر چه در اين مناطق براى مدتى طولانى غروب مى كند اما تاريكى در اين مناطق به يك شكل نيست بلكه شدت و ضعف دارد. شدت تاريكى نشانه حكومت شب در مناطق معتدل است؛ همچنان كه تاريكى ضعيف نشانه حكومت روز در آن مناطق مى باشد. از اين طريق مى توان روز را از شب تشخيص داد به اين صورت كه زمان ٢٤ ساعت تقسيم مى شود به تاريكى محض و تاريكى آميخته با كمى نور كه تاريكى محض، شب و اول وقت نماز مغرب و عشا، وتاريكى آميخته با كمى نور ابتداى روز است. اين حالت چند ساعت ادامه دارد تا اين كه مجددا تاريكى شديد فرا رسد و اين چند ساعت، روز اين مناطق شمرده مى شود و بايستى در اين ساعات روزه گرفت؛ همچنان كه حد وسط اين چند ساعت، ظهر اين مناطق محسوب مى شود و بايستى نماز ظهر و عصر را به جا آورد.
با توجه به مطالبى كه بيان شد، مناطق قطبى يا نزديك به قطب به سه دسته تقسيم مى شوند:
١. برخى از اين مناطق به گونهاى هستند