مصاديق مثلى باشد يا نه و در صورتى كه از مصاديق آن محسوب گردد، در چه خصوصياتى از مصاديق مثلى به شمار مىآيد؟
عرفى بودن دو اصطلاح مثلى و قيمى لوازمى را در پى دارد كه به آنها اشاره مىشود:
١. اگر بخواهيم تعريفى درست در باره اين دو اصطلاح، ارائه دهيم، بايد تلاش كنيم ارتكازات ذهنى عرف عام را در ارتباط با اشياء و اموال خارجى كشف كرده، آنگاه آن را ضابطهمند نماييم.
علت اين كه از روش مذكور براى شناختن اشياى مثلى و قيمى استفاده مىشود، آن است كه اين دو اصطلاح از عناوين انتزاعى مىباشند. براى روشن شدن اين مطلب، توضيح زير لازم است:
عناوينى كه فقيه مىبايست احكام آنها را بيان كند، دو دستهاند:
دسته اوّل ـ عناوين شرعى: اين گونه عناوين، يا اصل آنها از ناحيه شرع وضع و اعتبار شده است، مثل نماز، روزه، حج و... يا حدود آن از سوى شرع مشخص گرديده، مثل آب كُر، آب قليل و ... براى شناختن اينگونه عناوين و احكام آنها بايد در ادله شرعى جستوجو كرد.
دسته دوم ـ عناوين عرفى و عقلايى: اين عناوين به امورى اطلاق مىگردد كه شارع در ايجاد عنوان و معنون آنها هيچگونه دخالتى ندارد. اين عناوين به اعتبار معنون بودن آنها قابل تقسيم به انواعى مىباشند:
الف) عناوينى كه عرف و عقلا بر امور تكوينى موجود در خارج اطلاق مىكنند؛ مانند عنوان گندم و شراب.
ب) عناوينى كه معنون آنها توسط عرف و عقلا وضع و اعتبار مىگردد، يا اين كه عرف عام و عقلا آن وضع و اعتبار را مىپذيرند؛ به عنوان مثال، براى برطرف كردن مشكلات مبادلات پاياپاى، آنها پذيرفتهاند كه شىء خاصى تحت عنوان پول، با بر عهده گرفتن وظايفى، در مبادلات مورد استفاده قرار گيرد.
ج) عناوينى كه عرفى و عقلايى محسوب مىشوند، اما نه به اين معنا كه عرف و عقلا