رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - پيش گفتار
بهگونهاي که روانشناسان انواع خطاهاي ادراکي را دستهبندي کردهاند. حال اينکه چنين نوعي از ادراک ميتواند برترين و مطمئنترين معرفتها را در اختيار بشر قرار دهد يا خير، جاي پرسش و تحقيق دارد، و محل بحث از آن در معرفتشناسي است. گاهي براي توجيه اعتبار معرفتهاي تجربي گفته ميشود: وقتي تجربه تکرار شده، نتايج مشاهدات تجربي متعدد و متراکم ميشود، احتمال خطاي آن کاسته ميشود تا جايي که به يقين ميرسد. اين مسأله نيز بايد در معرفتشناسي تحقيق شود که چگونه ادراکات حسي که هر کدام آنها خطاپذير است، هنگامي که کنار يکديگر جمع ميشوند، و به صورت تجربة مکرر درميآيند، خطاناپذير ميگردند و ارزش مطلق پيدا ميکنند!
ما معتقديم که راه اثبات قضايا به تجربه حسي منحصر نيست، بلکه ادراكاتي كه در همه حوزههاي معرفتي جاي ميگيرند قابل تبيين و اثبات هستند، هر کدام متد خاص خودشان را دارند، و متدولوژي علمي در روش تجربي خلاصه نميشود. دليل ما بر اين حقيقت آن است که روش تجربي اقتضا ميكند پديدههايي را با حواس ظاهري خود درک کنيم، احياناً موارد متعدد آنها را مشاهده و بررسي كرده، شرايط تحقق آن پديدهها را ضبط نموده، نتيجه به دست آمده را تعميم دهيم؛ در این صورت يک نظريه علمي مبتني بر تجربه به دست آوردهایم. حال اگر تجربهگرايي را براساس همین مبنای معرفتشناسانه بررسي كنيم، روشن میشود که اين نظريه از ديدگاه همين مكتب نيز اعتباري ندارد، زیرا نظرية تجربهگرايي از