رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩ - پيش گفتار
دانستهاند و برخي اغراض و اهداف را ملاک تمايز علوم از يکديگر معرفي کردهاند، و دستة سوم نيز بر تعدد روشها به عنوان عامل تفکيک علوم از هم تأکيد ورزيدهاند، و هريک نيز دلايل و مرجحاتي براي قول خود ذکر کردهاند.
برخي هدف را نه تنها در ملاک طبقهبندي علوم، بلکه در تعريف «علم» دخالت دادهاند، و به عنوان مثال، «شناخت واقعيت» را به عنوان هدف و جزء مقوّم علم بهشمار آوردهاند. در مقابل، «دين» نيز با هدف آن، يعني «رسيدن به سعادت» تعريف ميشود بهگونهاي که معيار ديني بودن يک مطلب اين دانسته ميشود که در رسيدن به سعادت نقشي داشته باشد، و در غير اين صورت «ديني» نخواهد بود، هرچند در منابع ديني آمده باشد. بر اين اساس، محتواي دين باورها، ارزشها، و احکام عملي است که درهدايت ما دخالت دارند، و راه رسيدن به سعادت را به ما نشان ميدهند.
نکتهاي که بايد در همة اينگونه موارد به آن توجه داشت اين است که همة اين اصطلاحات، نوعي قرارداد زباني است، و هيچيک برهان عقلي يا دليل وحياني ندارد، و مخالفت با هيچکدام از آنها نه موجب تناقض و خلاف عقل ميشود و نه منجر به خروج از دين و مخالفت با دستور وحي. آنچه مهم است اين است که بايد در هر بحثي دربارة علم (و ارتباط آن با دين)، ابتدا مشخص کنيم که ماهيت علم را چه ميدانيم و آن را به روشني تعريف کنيم و تا آخر بحث به آن وفادار مانده، از خلط مفاهيم و اصطلاحات به شدت بپرهيزيم. در اين صورت است که ميتوان اميدوار بود