رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - پيش گفتار
يقين دسترسي ندارد، و به همين دليل، در علم نيز به دنبال کشف واقع نيستند، بلکه آن را صرفاً بستري ميدانند تا کساني تلاش کرده، نظرياتي را ابراز کنند که از آنها نتايجي عملي گرفته شود. اين نظريات زماني تأييد و زماني ديگر رد ميشوند، اما هيچ کدام واقعيت را کشف نميکنند، ولي اين به علم بودن آنها ضرري نميزند. آنان معتقدند: علوم طبيعيِ در اختيار بشر هيچ وقت ثابت نبوده است، بلکه نظرياتي در طبيعيات، شيمي، فيزيک، کيهانشناسي، و ... مطرح شده و پس از چندي تغيير کرده است. اين تحول نظريات در طول تاريخ وجود داشته، وجود دارد، و پيشبيني ميشود که هميشه وجود خواهد داشت. اما اين تغييرات موجب خروج از «علم» نميشود، بلکه علم هيأت، علم نجوم، علم فيزيک، و ...، يک علم است که شاهد آمد و شد نظريات مختلفي در درون خود است. بنابراين، علم بر اساس اين اصطلاح، به معناي بستري براي تلاش عالمان و تولد و مرگ نظريههاست، خواه اين نظريات مطابق با واقعيت باشند يا خير. هر نظريه تا وقتي که از طرف جامعه علمي مربوط مورد قبول واقع شده و از آن استفاده ميشود، يک نظريه علمي به حساب ميآيد، و هرگاه نظريه مفيدتري مطرح شد، نظريه پيشين جاي خود را به نظريه جديد ميدهد ولي همچنان بخشي از علم باقي ميماند.[١]
[١] اين رويکرد به علم شامل طيفي وسيع از نظريات مطرح در فلسفه علم ميشود: از رئاليستهاي انتقادي تا تأييدگرايان، تا ابطالگرايان، تا شک گرايان مطلق.