رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - پيش گفتار
که رشتههاي مختلف علوم چون: علم نحو، علم صرف، علم لغت، علم تاريخ، علم جغرافيا، علم زمينشناسي، علم باستانشناسي، علم کيهانشناسي، علم رياضيات، علم فيزيک، علم زيستشناسي، علم شيمي، علم فلسفه، علم کلام، و ... به وجود ميآيند. شايد شايعترین کاربرد امروزی واژه علم، که در بحثهایی مانند اسلاميکردن علوم هم به کار برده ميشود، همين معناست.
گاهي نيز منظور از علم، نه مجموعهاي از قضايا و گزارهها، بلکه روند فعاليت دانشمندان براي بهدست آوردن اطلاعات دربارة واقعيات و حل مسائل مربوط به آن است.[١]خود اين تلاشْ به تنهايي مقوّم علم تلقي ميشود، خواه به نتيجه برسد يا نرسد، نتيجة بهدست آمده قطعي باشد يا ظني، مطابق با واقع باشد يا نباشد. هنگامي که سخن از نظريههاي ابطالشده در علم هيأت و نجوم بهميان ميآيد، و فرضيات يا تئوريهايي مانند تئوري زمين ـ مرکزي بطلميوس، که ديرزماني است بطلان آنها ثابت شده، نيز جزئي از اين علم دانسته ميشوند، به چنين معنايي از علم اشاره ميشود.
سؤالي که در اينجا مطرح ميشود آن است که آيا هر رشتة علمي، از آن جهت که مجموعهاي از سؤالهاست، علم ناميده ميشود، يا تنها مجموعة جوابهاي صحيح به آن مسائل «علم»اند؟ به عنوان مثال، آیا این سؤال که «قانون اول مکانيک نيوتن درست است يا خير؟»، جزء علم فيزيک است، يا جواب صحيحِ اين سؤال؟
١ . C.f. Runder, Philosophy of Social Science, p. ٨.