رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - پيش گفتار
بديهياند و عقل آنها را بدون نياز به استدلال درک ميکند. بهعلاوه، عقل براي اثبات برخي ديگر از قضايا به کمک بديهيات استدلال ميکند و بدون نياز به تجربه ميتواند به حقايقي علم يقيني پيدا کند. اينها بخشهايي از علوم حصولياند که در آنها، علم از حقيقتي وراي خودش حکايت ميکند، و درنتيجه جاي اين پرسش وجود دارد که آيا با آن حقيقت مطابقت دارد تا صادق و درست باشد، يا با آن مطابق نيست تا خطا و کاذب باشد. اما در علوم حضوري که علم و معلوم يکي است، احتمال خطا وجود ندارد، و سؤال درباره صحت و خطايش غلط است، چرا که علم حضوري يعني يافتن خود واقعيت. در اين نوع از علم، برخي حقايق با تجربهي دروني درک ميشوند، و اين مشاهدات دروني شامل طيفي وسيع از ادراکات ميشوند که شهودهاي عرفاني نيز بخشي از آنها هستند، تا به بالاترين نوع شهود برسد که از طريق وحي فقط براي پيغمبران حاصل ميشود و آن کاملترين، عاليترين، و قطعيترين علمي است که براي يک انسان ممکن است به دست آيد. اين مباحث، بحثهايي معرفتشناسانه است که بايد در جاي خودش مورد موشکافي واقع شود.[١]
طبق اصطلاحي ديگر، که با توسعه در اصطلاح پيشين به وجود
[١] ر.ک: محمدتقي مصباح يزدي، آموزش فلسفه، ج١، درسهاي ١٣-١٤و ١٩-٢٠.